شرف الدين على يزدى
1026
ظفرنامه ( فارسى )
عالمپناه جمع آمدند . ملوك اطراف و اكناف سر انقياد بر آستان متابعت و مطاوعت نهاده و دست تأييد ابواب امانى و آمال بر روى دولت اقبالگشاده ، ابلق توسن ايام به كام رام و ممالك شرق و غرب مسخّر فرمان تابع احكام - و الحمد للّه ذى الجلال و الاكرام . گفتار در موجبات توجه موكب قيامت باس به جانب سيواس سبحان خالقى كه صفاتش ز كبريا * بر خاك عجز مىفكند عقل انبيا حضرت مسبّب الاسباب ، تباركت اسماؤه ، برحسب ارادت بىعلت ، وقوع هر حادثه و حدوث هر واقعهاى به وجود واسطهاى و حصول رابطهاى منوط و مربوط فرموده ، تا در مجارى امور عالم چنانچه آثار كمال قدرت كامله ، بر نظر اعتبار ديدهوران چهار بازار ( فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ ) « 1 » جلوه مىنمايد اسرار جمال حكمت شامله نيز چهره بگشايد و به ظهور آيد . [ بيت ] در تمام آفرينش پيش هر كاو عاقل است * هيچ بىحكمت نباشد گرچه قدرت كامل است و چون امر الهى كه پديدآرنده و نگاهدارندهء جميع اشيا جز او نيست يكى است كه ، ( وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ ) « 2 » غلبهء حكم احديت ، امر صلاح حال هر كثرتى را به وحدتى بازبسته كه عقد جمعيت آن بىاين ، به هيچوجه انتظام نيابد . از آن جمله نظم احوال دار الخلافهء هيكل انسانى كه عالم صغير است ، به تدبير نفسى واحد متعلق است كه بىپرتو التفات او اصلا نپايد ، و هيچ از او نيايد ، و به همين و تيرهثبات و قرار اجتماعات عالم كبير مرتبط به تمكّن و استقلال پادشاهى عديم المثال است كه بىحسن سياست ملوك ، نظام مملكت را دوام نماند ، و البته به فساد و انخرام انجامد و لهذا عظماى حكما « 3 » گفتهاند : « نسبة الملك إلى المدينه كنسبة النّفس إلى البدن » 276 و ظاهر است كه چون تدبير نفس و افعال قواى طبيعى و حيوانى
--> ( 1 ) . حشر / 2 . ( 2 ) . قمر / 50 . ( 3 ) . ع : - حكماء .