شرف الدين على يزدى

1027

ظفرنامه ( فارسى )

كه گماشتگان اويند به سنن سنيّهء سويّت و عدالت بود « 1 » بدن صحيح باشد و احوال او بر نهج سلامت و استقامت گذرد ، و اگر آن تدبير و اعمال نه بر قانون نصفت و حدّ اعتدال باشد ، بدن از حليهء صحت و عافيت عاطل ماند و مآلش به فساد و زوال انجامد و بر همين منوال اگر ملك مملكتى و والى ولايتى از صراط مستقيم عدل و راستى ، عدول جويد و به وسوسهء ديو غرور و طغيان ، طريق بغى و عدوان پويد ، هر آينه اختر دولتش رو به و بال نهد و حال اهالى مملكتش اختلال پذيرد و از شآمت كردار ناصواب او ، آن ملك و ولايت مصبّ سيول‌بلايا و رزايا گردد . [ بيت ] خانه كن ملك ستمكارى است * دولت باقى ز كم‌آزارى است « 2 » و از نظاير اين تشبيب حال قيصر روم و سلطان مصر و شام است كه چون در آن عهد و اوان از ايشان افعال نكوهيده و حركات ناپسنديده به صدور پيوست ، نايرهء غضب حضرت صاحب‌قران اشتعال يافت و ثوران خشم قيامت نهيبش موجب آن شد كه با وجود تمادى مدت سفر و بعد عهد عساكر منصور از مواضع خويش ، دو مملكت به آن عظمت را در بقية الميدان يك يورش تاخت فرموده و هردو را به نيروى دولت قاهره ، مسخر گردانيد و مجموع بلاد و قرى و مدن و امصار هردو ديار ، فرسودهء سنابك مراكب مواكب فيروزى عواقب گشته ، بسى ضرر و نقصان به سكّان و قطّان « 3 » آن اماكن و مساكن رسيد . [ مصراع ] « و لا بدّ للمقدور ان يتكوّنا » شرح اين مقال و تفصيل اين اجمال آن است كه ايلدرم بايزيد 277 - كه در آن عهد قيصر روم او بود - به مزيد شوكت و سعت مملكت از قياصرهء سابق امتياز داشت و بسيارى از ولايات روم مثل ولايت آيدين و منتشا و كرميان و قرمان - كه دست استيلا و تسلط پدرانش به آن نمىرسيد - به تحت تسخير و تصرف درآورد و از ديار

--> ( 1 ) . ع : - بود . ( 2 ) . ع : آزاد . ( 3 ) . ع : - و قطان .