شرف الدين على يزدى
998
ظفرنامه ( فارسى )
سادات و مرقد معطّر قطب الاولياء و المحققين خواجه محمد على حكيم ترمدى ، و شيخ بزرگوار ابو بكر ورّاق و ديگر مشايخ كبار - قدّس اللّه ارواحهم - استمداد همت نموده و صلات و صدقات به مجاوران و ساير مستحقان رسانيده ، از جيحون عبور فرمود ، و به بلخ در مرغزار پاى حصار هندوان نزول نموده « 1 » ، همان طريقهء مرضيه مسلوك داشت و از ارواح مقدس اوليا كه در آن سرزمين آسودهاند به تخصيص خواجه عكاشه و خواجه زمان و سلطان احمد خضرويه و فضيل عياض و سفيان ثورى و غيرهم - نورّ اللّه مضجعهم - اقتباس انوار سعادت و استفاضت مدرار « 2 » كرامت نموده ، خانهء امير يادگار برلاس را كه داروغهء بلخ بود از فرّ قدوم فرخنده ، شوكت سپهر برين بخشيد . امير مشار اليه به رسم نثار و پاىانداز قيام نموده ، شرايط خدمتكارى و طوى و پيشكش به تقديم رسانيد و از آنجا به سعادت و اقبال سوار شده ، روان گشت . و چون مراحل و منازل قطع فرموده ، موضع سارق قمش جام ، مخيّم نزول همايون گشت ، آغرق اميرزاده شاهرخ و حضرات عاليات ملكتآغا و گهرشادآغا و فرزندان از هرات آمده در آن محل به معسكر ظفرپناه ملحق شدند و به سعادت بساط بوس فايز گشته ، نثارها پاشيدند و پيشكشها كشيدند و اميرزاده سيورغتمش را كه به چهار ماه پيش از اين به تاريخ پنجشنبه هشتم رمضان سنهء احدى و ثمانمائه - موافق سيوم خردادماه جلالى سنهء احدى و عشرين و ثمانمائه - به طالع سنبله در هرات از ملكتآغا متولد شده بود ، مشمول ميامن نظر صاحبقران گردانيد و آن حضرت ديدهء عطوفت به روى او باز كرده ، مبتهج و مسرور گشت و هم در آن محل امير آقبوغا نيز « 3 » از هرات آمده به سعادت زمينبوس استسعاد يافت و به رسم نثار و پيشكش قيام نمود . مراحم خسروانه او را نوازش فرمود و به خلعت خاص سرافراز گردانيده ، اجازت انصراف ارزانى داشت . و چون از آنجا نهضت نموده و طى مسافت فرموده ، به مزار متبرك شيخ الاسلام عالى « 4 » مقام ، احمدجام - قدس سرهم - درآمد ، ساقى اخلاصش كؤوس « 5 » مالامال احسان و
--> ( 1 ) . ع : فرموده . ( 2 ) . ع : - مدرار . ( 3 ) . ع : - نيز . ( 4 ) . ع : عليه . ( 5 ) . الف ، ع : كوس .