شرف الدين على يزدى

997

ظفرنامه ( فارسى )

ستوده مآثر بعد از فراهم آمدن عساكر به سعادت و اقبال سوار شد و به راه بسطام و دامغان توجه فرمود و چون به جاجرم رسيد از اردوى اعلى - كه در آن وقت از جيحون عبور نموده بود « 1 » - توكل قرقرا آمد و فرمان رسانيد كه سپاه خراسان به راه شاسمان و استراباد و سارى بروند ، كه اردوى بزرگ از بسطام و دامغان خواهد گذشت . شاهزاده برحسب فرمان عنان عزم به صوب شاسمان تافت ، و در آن راه به واسطهء صعوبت طرق و مسالك و علف و گياههاى مهلك چهارپاى بسيار تلف گشت و بعد از بسى زحمت به دولت و فيروزى به فيروزكوه رسيدند ، و رأى ممالك آراى ، اميرزاده محمد سلطان را جهت ضبط توران زمين به سمرقند - كه مستقرّ سرير سلطنت بود - بگذاشت و بيردى بيگ ساربوغا و امير حاجى سيف الدين و خداداد حسينى و امير شمس الدين عباس و صديق تابان و ارغون شاه اختاجى و الياس خواجه شيخ على بهادر و ديگر امرا كه به ضبط سرحد مشغول بودند برقرار به ملازمت شاهزاده به همان شغل بازداشت ، و اميرزاده اسكندر عمر شيخ را جهت ضبط اندكان و محافظت آن سرحد تعيين نمود و رايت جهانگشاى نصرت انتما ، در اول پاييز روز چهارشنبه هشتم محرم سنهء اثنين و ثمانمايه مطابق توشقان‌ئيل « بفتح قريب » « 2 » كه به حساب از حسن اتفاق موافق سال تاريخ است در حركت آمد . [ نظم ] خديو جهانگير روشن ضمير * به رخش اندرآمد ز عالى سرير روان كرد رايت به عون إله * روان در پناهش جهانى سپاه و باغ قراتوپه « 3 » به فرّ « 4 » نزول همايون شرف اختصاص يافت ، و از آنجا به سعادت و اقبال نهضت نموده ، و از عقبه گذشته به كش فرود آمد ، و كرامت زيارت شيخ شمس الدين كلار دريافته ، صلات و صدقات به ارباب استحقاق رسانيد و از آنجا روان شده ، چون به ترمد رسيد ، از مزارات متبركهء آنجا به تخصيص مشهد منوّر

--> ( 1 ) . ع : - بود . ( 2 ) . يعنى 802 . ( 3 ) . ع : قراتوبه ؛ م : قراتويه . ( 4 ) . م : عزّ .