شرف الدين على يزدى

57

ظفرنامه ( فارسى )

و هرقبيله را اسمى معين گشت و از اين قبايل آنچه از نسل قيان‌اند ايشان را قيات گويند و هرچه از نسل تگور ، درلگين . برآمدن قوم قيات و درلگين از كوه اركنه‌قون چون قبايل و اقوام قيات و درلگين بسيار شدند و مقام بر ايشان تنگ آمد ، عزم آمدن كردند و در ممرّ ايشان كوهى بود معدن آهن و راه گرفته بود . هيزم بسيار فراهم آوردند و فحم بسيار به آن ضم كردند و از چرم گوزن نهصد دم به دهن خود ساختند هريك به مقدار پنجاه من و آتش در آن‌ها زدند و دم دميدند . نظم دميدند آتش بدان‌سان كه دود * سيه كرد خرگاه چرخ كبود چو آتش ز باد اندر آمد به تاب * روان گشت بر خاك آهن چو آب به سعى بسيار ، بعضى از آن كوه را گداخته ، راه ساختند و بيرون آمدند و از آنجا كوچ كرده باز به ديار مغول - كه وطن آبا و اجداد ايشان بود - درآمدند و به تاتار و ديگر اقوام - كه به زمين ايشان درآمده بودند فروگرفته - جنگ كردند و آن مواضع را از دست ايشان بيرون آوردند و چون استيلا يافتند گروهى كه در بيرون بودند در خطاب خود را داخل مغول گردانيدند . نظم به پيش مغل باشد اندر حساب * كه دارد بدين هردو قوم انتساب نه آن‌كس كه از راه تزوير و فن * بديشان كند نسبت خويشتن و زمين مغول در طرف مشرق است و از آبادانى دور و دور آن هفت و هشت ماهه راه ؛ طرف شرقيش تا سرحدّ خطاى و غربى تا زمين ايغور و شمالى تا زمين قرقز و سلنگاى و جنوبى تا زمين تبت و اكثر قوت ايشان از شكارى بود و لباس از پوست بهايم و سباع .