شرف الدين على يزدى
38
ظفرنامه ( فارسى )
متابعت او كردند و بعضى تبع فرزندان قابيل شدند و به آتشپرستى مشغول گشتند . شيث ايشان را منع كرد و به دين آدم - عليه السّلام - خواند . ايشان مخالفت كردند و چون آدم به جوار حق پيوست ، بيت المعمور را به آسمان بردند و شيث خانهء كعبه را از سنگ و گل ساخت و گويند در زمان طوفان نوح ، خانه را به آسمان چهارم بردند و در مقابلهء كعبه نهادند و كعبه در مقابلهء عرش كبريا افتاده است و چون شيث - عليه السّلام - درگذشت ، نهصد و دوازدهساله بود و به روايتى نهصد . پس انوش كه وصى او بود بهجاى پدر به خلافت بنشست و او پيغمبر نبود ، امّا قوم خود را به دين آدم - عليه السّلام - دعوت كردى . او اوّل كسى است كه قاعدهء پادشاهى و سلطنت نهاده است و درخت خرما او نشاند و چون عمرش به نهصد و شصت و پنج سال رسيد از دار فنا به دار بقا رحلت نمود . قينان را وصى و خليفهء خود كرد و درگذشت . قينان عمارت بابل او كرد و چون عمرش به نهصد سال رسيد مهلاييل را قايم مقام خود ساخت و او سيصد سال پادشاهى كرد و او را فرزندان بسيار بود و بعد از آن پسرش يرد را وصى خود ساخت و نهصد و شصت و دو سال عمر يافت و اين جماعت تمام در زمان حيات آدم - عليه السّلام - متولّد شده بودند . - ادريس - عليه السّلام - را بعضى مورخان گفتهاند از انبياى اولوا العزم است و مىگويند كه هر هزار سال كوكبى سيّارهء مدبر است و اولوا العزم مىبوده و اين سخن به حسب شرع صحتى ندارد و نام او اخنوخ است و لقب او ادريس الملقّب بالنعمة و الحكمة نيز گويند ، جهت آنكه هم پيغمبر بود و هم پادشاه ، هم حكيم . و علم نجوم از معجزات اوست ، و دبيرى او باديد « 1 » كرد و صنعت بافتن و رشتن و بريدن و دوختن او نهاد و بناى هرمان مصر او كرد و بر آنجا شكلهاى همهء صنعتها باز نموده و از حال طوفان او خبر داد و گويند او را با ملك الموت دوستى بود . چون عمرش به سيصد و شصت و پنج سال رسيد حق تعالى به التماس او عزرائيل را به قبض روح او فرستاد
--> ( 1 ) . متن : بازديد ؛ باديد به معناى پديد صحيحتر است .