منهاج سراج

41

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

كشيده‌اند ، و در كنج [ ( 1 ) ] خوف و هراس آراميده ، و از ان عهد كه در سلاطين دولت بندگان درگاه جهان‌پناه شمسى مندرج است [ ( 2 ) ] به همه اوقات موقر بوده ، و هر ناحيت و اقطاع و ولايت كه به تصرف او مفوض شده است بسبب عدل و كياست او ، آن طرف عمارت پذيرفته است ، و عامهء رعايا آسوده بودند ، و از تعدى و ظلم ايمن و ساكن گشته ، و درين مدت كه امير داد ممالك دهلى شده است ( بطريق ) ده يازده مرسومات [ ( 3 ) ] كه امير دادان ، پيش او ستده‌اند [ ( 4 ) ] نه ستده است و تعلق نه كرده ، و جائز نه شمرده ، و در اوايل احوال كه ( از ) قبايل قفچاق [ ( 5 ) ] و وطن اصلى خود بقيد واسر مبتلا شده [ ( 6 ) ] به خدمت خواجه منعم شمس الدين عجمى افتاد ، كه ملك التجار بلاد عجم و عراق و خوارزم و غزنين بوده است ، تا بدين عهد او را بدان بزرگ بازخوانند ، و چون ( به خدمت ) درگاه اعلى شمسى [ باز ] رسيد ، و سلطان او را بخريد ، مرتبت و مكنت يافت ، و آثار جلادت و صرامت [ ( 7 ) ] كه در ناصيهء او بود ، سلطان سعيد طاب ثراه او را به مهمات بزرگ ، به اطراف ممالك مىفرستاد و خدمات ميفرمود ، تا در عهد سلطان رضيه سهم الحشم [ ( 8 ) ] شد و در عهد سلطان معز الدين ( بهرامشاه ) امير داد كرده گشت ، و چون تخت به سلطان علاء الدين رسيد و در شهور سنه اربعين و ستمائة امير داد حضرت اعلى [ شهر ] دهلى شد ، اقطاع امير داد [ ( 9 ) ] و مسند به دو رسيد . بعد از چندگاه چون تخت بسلطان السلاطين ناصر الدنيا و الدين رسيد ، اقطاع بلول و كامه [ ( 10 ) ] با مسند دادبكى [ ( 11 ) ] به دو مفوض فرمود و بعد از مدتى ولايت برن يافت . و در ان حدود متمردان [ دين ]

--> [ ( 1 ) ] اصل : در آنچه [ ( 2 ) ] مط : از ان عهد كه دولت سلاطين بندگان درگاه جهان‌پناه شمسى مندرج گشته است ، نسخ معتبر راورتى مانند متن بوده [ ( 3 ) ] مط : موسومات ، ولى صورت متن اقرب بصواب به نظر مىآيد ، [ ( 4 ) ] مط : پيش ازو مىستدند ، [ ( 5 ) ] اصل : خفجاق [ ( 6 ) ] مط : خود افتاده و اسير طغا گشت به خدمت . . . اما صورت متن صواب است ، [ ( 7 ) ] كذا در مب و اصل ، و اين صحيح است ، در سطور پيشتر كه سر است و سر امت آمده ، صورت اصح آن همين است . [ ( 8 ) ] مط : شهم الحشم ، ولى در اصل و راورتى سهم الحشم است ، [ ( 9 ) ] مط : امر داد ، راورتى هم اقطاع امراى داد ترجمه كرده ، [ ( 10 ) ] مب و راورتى : پلول و كامه [ ( 11 ) ] مط : مسند داد به دو مفوض شد ،