منهاج سراج
106
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
چون از خواب بيدار شد ، با ( هر كس از ) مقربان و ارباب دانش كه به او بودند ، باز مىگفت هيچ يك او را [ ( 1 ) ] تعبير ( ى ) نمىكرد [ ند ] كه بدان دل او [ ( 2 ) ] قرار گرفتى ، تا يكى از مقربان [ او ] گفت : كه اين لباس بازرگانان است ، كه از طرف مغرب آيند [ ( 3 ) ] بدين زمين ، ايشان را طلب مىبايد كرد ، تا اين تعبير از ان جماعت معلوم گردد . به حكم آن تدبير ، جهت تعبير طلب كردند ، ميان بازرگانان چندى [ ( 4 ) ] معدود يافتند از تجار مسلمانان عربى [ ( 5 ) ] دستار بند ، ايشان را طلب كردند ، و شخصى كه مهتر و عاقلتر آن طايفه بود ، خواب خود را با او باز گفت آن بازرگان تازى [ گوى ] گفت : عمامه تاج و افسر عربست ، كه العمايم [ ( 6 ) ] تيجان العرب . و پيغمبر مسلمان محمد مصطفى صلّى اللّه عليه و سلّم ، دستار بند بوده است ، و خلفاء اسلام دستار بندانند ، تعبير خواب تو آنست ، كه ممالك ( اسلام ) در تصرف تو آيد ، و ديار اسلام را ضبط كنى ، و اين سخن موافق رأى چنگيزخان افتاد [ ( 7 ) ] و بدين سبب عزيمت او بر ضبط ديار اسلام مصمم گشت . بسر تاريخ باز آمدم : چون اترار را بگرفتند [ ( 8 ) ] و خلق را شهيد كرد ( ند ) از آنجا به طرف بخارا آمد ، و در غرهء ذى الحجه سنه ست عشر و ستمائة بدر شهر بخارا لشكرگاه شد . و از جهت سلطان محمد خوارزم شاه ، كشلوخان امير آخر با دوازده هزار سوار در بخارا بود ، شهر را محصر كردند ، روز عيد قربان سنه ست عشر و ستمائة شهر بخارا [ را ] و قلعه را بگرفت ، و جمله خلق را از خاص و عام [ ( 9 ) ] و علما و اشراف ، از زن و مرد همه را از شهر بيرون آورد ، و شهيد كرد [ ( 10 ) ] و جمله شهر و كتاب خانه [ ( 11 ) ] را به تمام بسوخت و خراب كرد ، و اندك خلقى را اسير كرد ، و از آنجا روى بسمرقند نهاد ، و در مقدمهء [ ( 12 ) ] لشكر چنگيزخان ، كه از بيابان آمد [ ند ] و اترار [ ( 13 ) ]
--> [ ( 1 ) ] مط و مب : آن را [ ( 2 ) ] مط و مب : دل او بران قرار [ ( 3 ) ] كلمه مغرب در اصل نيست و جاى آن سپيد مانده [ ( 4 ) ] مط و مب : چند تن [ ( 5 ) ] مط و مب : از تجار عرب دستاربند [ ( 6 ) ] مط و مب : العمام [ ( 7 ) ] مط و مب ، آمد [ ( 8 ) ] مط و مب : بگرفت . [ ( 9 ) ] مط و مب خواص و عوام [ ( 10 ) ] مط و مب گردانيد [ ( 11 ) ] مط و مب : كتابها را [ ( 12 ) ] مط و مب : و مقدم لشكر [ ( 13 ) ] مط و مب : انزار