منهاج سراج

92

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

به دو اقتدا كرده بود ، او را فضايل بسيار بود ، و او شست و پنج حديث از پيغامبر روايت كند ، و عمر او شست و پنج سال بود از دار فنا نقل كرد در سنه تسع و عشرين . و ششم سال از خلافت عثمان رضى اللّه عنه . او را هژده پسر بود ، و چهار زن ، ثمن مال او كه قسمت زنان بود ، مبلغ سيصد و بيست و چهار هزار درم نقره بود ، و وصيت كرد ، تا پنجاه هزار درم در خيرات صرف كنند . اسماء اولاد او محمد ، ابراهيم اسماعيل ، يحيى ، ابو بكر ، عمر ، عثمان ، عبد اللّه اكبر و اصغر ، سالم اكبر ، و اصغر عروه اكبر و اصغر ، جميل [ ( 1 ) ] ، مصعب ، معف ، زيد ، سهيل ، ابو الابيض ، بلال مستور [ ( 2 ) ] . دختران او هفت بودند رضى اللّه عنهم اجمعين ، و اللّه اعلم بالصواب . العاشر ابو عبيده الجراح رضى اللّه عنه نام او عامر و نام مادر او ام غميم بود بنت جابر . بروايتى اهمه [ ( 3 ) ] بود ، و نام پدر او عبد اللّه ، و او را به جد باز خواندندى ، و جراح اسم جد او بود ، و او مردى نيكو روى بود ، تنك پوست بلند بالا و باريك اندام ، رگها بر روى خاسته ، دندان پيش شكسته . و سبب آن بود : كه در روز احد دو حلقه زره از پيشانى مبارك مصطفى عليه السّلام بكشيد بدندان ، دو دندان او بشكست . و بروايتى آنست : كه هرگز هيچ شكسته دندان ازو فصيح تر و سخن گوى تر نبود و او غزاء بدر دريافته بود ، چهل و يك سال بود ، كه مصطفى عليه السّلام او را امين امت خوانده است و او را به يمن فرستاد تا تعليم شريعت و قرآن كند اهل يمن او را امين امت خوانده است فرستاد ، تا فتح كرد ، او چهارده حديث از مصطفى عليه السّلام روايت كند . عمر او پنجاه و هشت سال بود . بطاعون عمواس بشام برحمت حق پيوست . اسماء اولاد او ابو يزيد و عمير رضى اللّه عنهما . اللهم اشفعهم فينا ، و فى بقاء دولت السلطان الزمان .

--> [ ( 1 ) ] در اصل : عزوه و حميل . [ ( 2 ) ] پ : سور . [ ( 3 ) ] كذا في الاصل ، پ : اهميه . الاصابه : امه اميمه بنت غنم بن جابر بن عبد العزى بن عامر بن عميره ( ج 4 ص 11 ) .