منهاج سراج

91

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

و قادسيه او فتح كرد ، در ايام عمر رضى اللّه عنه ، و بعد از شهادت عثمان به عقيق رفت ، دو منزلى بمدينه ساكن شد ، و در هيچ كارى شروع نكرد و در سال سنه خمس و خمسين در ايام معاويه ، از دار فنا رحلت كرد ، و مدت عمر او هشتاد و هفت سال بود ، و آخرين كس كه از دار فنا بدار بقا رحلت كرد از عشره مبشره او بود ، و از مصطفى هشتاد و يك حديث روايت كند . اسماء اولاد او : محمد و ابراهيم و اسحاق اكبر و اسحاق اصغر و عبد الرحمن و عمرو ، و هژده دختر بودند او را . رضى اللّه عنهم . الثامن سعيد بن زيد رضى اللّه عنه سعيد بن زيد بن نفيل ، كنيت او ابو الاعور بود ، و او ابن عم عمر بود ، رضى اللّه عنهما ، و مادر او فاطمه بنت نعجه [ ( 1 ) ] خزاعيه بود ، و او پيش از عمر رضى اللّه عنهما اسلام آورد ، و او مرد سياه‌چرده بود ، دراز بالا بود ، بسيار موى بود و پدر او زيد ، پيش از ظهور اسلام طالب حق شده بود و از مشركان جاهليت مفارقت گزيده و سعيد تا عهد معاويه حيات يافت ، و از مصطفى عليه السّلام ، چهل و هشت حديث روايت كند ، و فوت او هم به عقيق بود ، و بمدينه آوردند و دفن كردند ، و عمر او هفتاد و هشت سال بود ، و فوت او در سنه احدى و خمسين بود . و اسماء اولاد او بعد الرحمن اكبر و او شاعر بود ، و عبد الرحمن اصغر و عبد اللّه اكبر و اصغر و عفو اكبر و ابراهيم اكبر و اصغر و زيد و خالد و اسود و دختران او هژده بودند . رضى اللّه عنه . التاسع عبد الرحمن بن عوف رضى اللّه عنه كنيت او ابو زيد بود ، و مادر او شفاء ، و بروايتى عنقا [ ( 2 ) ] بنت عوف بن زهره بود و او از جملهء مالداران قريش بود ، و او مردى بلند بالا ، نيكو روى ، تنك پوست و سپيد رنگ ، فراخ چشم [ ( 3 ) ] شكسته موى ، و از كبار صحابه ، بهر دو قبله نماز كرده بود ، و دو هجرت كرده بود ، و در هيچ غزوى غايب نبود از خدمت مصطفى عليه السّلام . و در غزوه احد هشت زخم بر تن او بود ، و مصطفى عليه السّلام در غزو تبوك

--> [ ( 1 ) ] الاصابه : نعجه [ ( 2 ) ] كذا ، الاصابه ، و اسم امه صفيه و يقال الصفا و يقال الشفاء و هو زهريه . [ ( 3 ) ] اصل : جسم در نسخه پنجاب چشم ، كه ترجمه اعين است و اصابه گويد : كان عبد الرحمن ابيض اعين .