منهاج سراج

73

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

قربان كرد و بازگشت ، و در راه آيت انا فتحنا لك فتحا مبينا [ ( 1 ) ] بيامد . و اللّه اعلم بالصواب ، و اليه المرجع و المآب . السنة السابعه من الهجره اين سال را سنة الاستدلال گويند ، راوى ميگويد : مصطفى عليه السّلام با يك هزار و چهار صد صحابى روى به خيبر نهاد ، و آن بلاد را چند حصن بود يك يك را فتح كرد ، تا به حصن الوطيح [ ( 2 ) ] و سلالم رسيد ، و مدة ده شبانه روز آن حصن را بداشت تا مرحب كه مبارز و مهتر آن طايفه بود ، سلاح پوشيد ، و بيرون آمد ، و مبارز خواست ، محمد مسلمه [ ( 3 ) ] با او در ميدان آمد ، و درختى در ميان هر دو بود ، هر يك زخم خصم را بدان رد ميكردند ، تا به زخم شمشير آن درخت قطع شد ، پس محمد مسلمه [ ( 4 ) ] او را ضربتى زد ، و بدوزخ فرستاد ، و بروايت شيع على رضى اللّه عنه بود كه مرحب [ ( 5 ) ] را بقتل رسانيد ، پس محمد مصطفى عليه الصلاة و السلام ، ابو بكر را رضى اللّه عنه ، با فوجى از صحابه به حصنى فرستاد از حصنهاء خيبر ، چون آنجا رفت ، قتال بسيار كرد ، آن را فتح نا كرده باز آمد ، مصطفى عليه التحيه ، ديگر روز على را رضى اللّه عنه پيش خواند و او را درد چشم بود ، آب دهان مبارك خود در چشم على ماليد ، و علم بدست ، او داد ، او را بدان قلعه فرستاد ، در حال چشم مباركش صحت يافت ، و روى بدان قلعه نهاد ، و قتال آغاز كرد ، و مبارزان جهودان بيرون آمدند ، و به قتال پيوستند ، ناگاه مبارز جهودى زخمى كرد بر سپر [ ( 6 ) ] على رضى اللّه عنه ، سپر از دست وى بيفتاد ، درى ديد نزديك قلعه ، على رضى اللّه عنه دست فراز كرد ، و آن در آنجا سپر [ ( 7 ) ] پيش داشت ، و قتال ميكرد تا قلعه بكشاد . سلمه [ ( 8 ) ] بن الاكوع ميگويد ، رضى اللّه عنه : بعد از فتح من با هفت تن از صحابه برفتيم ، و چندانچه جهد كرديم ، آن در را نتوانستيم از يك روى بديگر روى

--> [ ( 1 ) ] قرآن ، الفتح [ ( 2 ) ] اصل : يسطيح ، طبرى و جمهور : الوطيح . [ ( 3 ) ] اصل : سلمه ، طبرى و جمهور : مسلمه . [ ( 4 ) ] اصل : سلمه . [ ( 5 ) ] اصل : مرجب . [ ( 6 ) ] اصل : سرهم خوانده مىشود [ ( 7 ) ] اصل : سر ، ولى سپر اصح است بسند قول طبرى : فطرح ترسه من يده فتناول على ( رض ) بابا كان عند الحصن فترس به عن نفسه فلم يزل في يده و هو يقاتل . . . [ ( 8 ) ] اصل : سلمى ، بقول جمهور : سلمه .