منهاج سراج
60
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
چنانچه بقلم بنگارند ، دراز ساعد بود ، پهن كف بود ، باريك انگشت بود ، دراز انگشتان بود ، انگشتان او گشاده بود ، دراز ناخن بود ، نگريستن او بدنبالهء چشم بود ، بيشترى در زمين نگريستى آهسته بودى بى ترشرويى ، و شادگان بود بى خنديدن ، حكمش عدل بود ، گفتارش حكمت بود ، پيشهاش سخاوت بود ، پر دل بود ، نرم گوى بود ، صعب خوى نبود ، بدى را مكافات نكردى ، گناه را عفو كردى ، در ميان دو كتف وى خالى بود سياه از دينار كمتر ، چنان كه بزردى زدى ، و آن مهر نبوت بود ، از وى بوى خوش آمدى ، مانند بوى مشك ، كه پيش ازو ، و پس از و كس را چنان نبوده ، صلوات اللّه عليه و على آله و اصحابه معجزات مصطفى عليه السّلام بدان اسعدك اللّه تعالى : كه پيغامبر را صلّى اللّه عليه و سلّم معجزات بسيارست اما آنچه ايزد تعالى او را بدان مخصوص گردانيده بود ، كه سيد همه پيغامبران كرد و فرمود : آدم و آنكه ازو پس باشند از پيغامبران صلوات اللّه عليهم و سلامه همه زير علم او باشند ، و اندر چند جاى كه ذكر پيغامبران كرد ، نخست ياد او كرد ، چنان كه گويد عز من قايل تعالى و جل : و اذ اخذنا من النبيين ميثاقهم و منك و من نوح [ ( 1 ) ] . و از پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم پرسيدند : متى كنت نبيا ؟ فرمود : كنت نبيا و آدم بين الماء و الطين [ ( 2 ) ] ، من پيغامبر بودم ، و آدم ميان آب و گل بود . از مادر ختنه كرده زاد و ناف بريده ، چون از مادر جدا شد ، سر به سجده نهاد ، انگشت بر كرد ، و شهادة آورد ، هر گاه دايهء او مشغول شدى ، گهوارهء او خود جنبيدى ، و چون دايه ديرتر آمدى ، انگشت خود را مكيدى ، مزهء شير و انگبين يافتى ، بول و غايط او هرگز كس نديدى ، احتلامش نيفتادى ، سايهء او بر زمين نيفتادى ، چشمش در خواب بودى ، دلش بيدار بودى ، و نه خفتى ، از پس همچندان ديدى كه از پيش . هر كه با او رفتى ، اگر دراز بودى فروتر نمودى ، هرگز پشه و مگس بر وى ننشستى ، بر هر ستورى كه بر نشستى اگر چه ضعيف بودى ، بر همه ستوران چيرگى كردى ، هرگز بر ناف او موى بر نيامدى با هر كه كشتى گرفتى ، اگر چه آن كس قوى تر بودى بيفتادى ، و از خوى و
--> [ ( 1 ) ] قرآن ، الاحزاب 7 [ ( 2 ) ] اين حديث صحيح را ابو نعيم در حليه الاولياء و ابن سيد در طبقات و طبرانى در الكبير چنين روايت كردهاند : كنت نبيا و آدم بين الروح و الجسد ( جامع الصغير 2 - 97 ) .