منهاج سراج
3
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
و به محيطى رسيده نمىتوانستم كه در آنجا كتب و مآخذ لازمه به سهولت مهيا گردد ، بنابر آن با وضع موجوده بساختم ، و كار خود را ( با وجودى كه ناقص خواهد بود ) دوام دادم . در مدت پنج سالى كه به اين كار مشغول بودم ، وظايف ادارى و علمى ديگرى هم داشتم ، كه بايد آن را بسر رسانم و مجبور بودم ، كه در خلال اين كار ، چندين جلد كتب ديگر را بنويسم ، و نشرات پنبتو تولنه ( اكاديمى افغان ) را ملاحظه و رسيدگى كنم ، و هم امور اداره و دروس تاريخ زبان فاكولتهء ادبيات را حاضر گردانم ، [ ( 1 ) ] بنابران هفتهها و ماهها اين كار معوق ميماند ، و بعد از آنكه فرصتى بدست باز مىآمد تجديد ميشد ، و شبها اندرين كار « متجافى عن المضجع » بودم ، و روز اندر پى كتاب و مأخذى ميگشتم . چنانچه خوانندگان محترم كتاب مىبينند ، با نبودن كتب لازمه ، در حواشى صفحات بسى از مشكلات را تا جائى كه مقدور و ميسور بود ، حل كردم ، و برخى از مواد تشريح طلب را هم در پايان كتاب به صورت تعليقات على حده درآوردم ، و در حل اسماى بلاد و اماكن از معلومات بومى و كتبى كار گرفتم ، با وجود آن هم اگر زلتى و خطايى ، يا كوتاهى در كار من باشد ، از خوانندگان دانشمند پوزش ميطلبم ، و تكميل كار خويشتن را به همت علماء و دانشوران ديگر ميگذارم ، زيرا : « اين توشه به من گر نبود با دگرى هست . » در پايان سخن اين را زيادت ميكنم : كه در تحرير متن كتاب ، حتى المقدور كوشيدهام ، كه صورت كلمات و عبارات مؤلف عينا حفظ شود ، و در آن تحريفى به عمل نيايد ، و در آنجايى كه مجبور بودم ، براى تكميل مقاصد عبارتى را بيفزايم ، در ذيل صفحات اشارت كردهام ، و روا نداشتهام ، كه انشاى استادى بعبارات محدث آلوده گردد ، و مراعات حفظ امانت ادبى نشود . همچنان در نگارش شرح احوال و آثار مؤلف كه قسمت بزرگ تعليقات را تشكيل ميدهد ، به نوشتههاى خودش استناد كردم ، و هر قدر معلوماتى كه در دست بود ، در آنجا فراهم آوردم ، و اينك كتاب « طبقات ناصرى » را بدوستداران دانش و ادب اهداء ميكنم . جوى شير - كابل ، 15 برج جدى 1325 عبد الحى حبيبى قندهارى
--> [ ( 1 ) ] از اوايل 1320 ش نا اواخر 1325 - كه در كابل رئيس فاكولتهء ادبيات و اكاديمى افغان بودم و مسئوليتهاى ادارى و علمى داشتم ، ترتيب اين كتاب سردست بود .