منهاج سراج
2
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
شوقمندان مخفى بماند ، و نسخهء كامل آن به چاپ نرسد ، و مورد استفادهء اين و آن قرار نگيرد . بدين فكر در جستجوى نسخ كامل كتاب افتادم ، و رأى زدم ، كه اگر از يارى بخت بلند ، يكى از نسخ اين كتاب ناياب بدست افتد ، بايد به نشر و طبع آن همت گمارم ، و درين راه كارى را بكنم ، كه اين شهكار تاريخ و ادب بدست جهانيان افتد ، و روان نويسندهء آن شاد گردد . بعد از پرسش و كنجكاوى زياد ، بر من پيدا آمد ، كه نسخ خظى كتاب خيلى كم است ، جز چند نسخه كه در كتب خانهاى هند و انگلستان محفوظ است ، ديگر نسختى از آن معلوم نيست ، و از تهيدستى كه مراست ، رسيدن بدان كتب خانها ميسور و مقدور نى . چون دست من به آن نسخ خطى نرسيد ، اين آرزو در دلم خشكيد ، و آرمان اين كار را در خاطر نهفتم ، ولى دريغم آمد ، كه دست از طلب بردارم و اين آرزو را فرامش گردانم . چون « جوينده همواره يابنده بود » و دست جستن و پاليدن بدامان نوميدى نمىچسپد ، عاقبت الامر در قندهار نسختى از اين كتاب يافتم ، و على الفور دست به كار بردم ، و به تصحيح ، و تحشيه و نقل و تهذيب آن پرداختم . با وجودى كه اين كار را در طول ايام و ليالى دوام دادم ، و نسخهء خطىايكه يافته بودم ، مدار كار گردانيدم ، و نسخ ناقص كلكته و طبقهء ( 23 ) طبع بمبئى ، و ترجمهء راورتى را به آن ممد كردم چون يكى ازين نسخ ، كامل نبود ، در اثناى كار به بسى از مشكلات ، و دشواريها بر خوردم ، و متاسفانه كتبى كه درين راه با من كمك كند ، و يا از آن استفادتى كنم نيز در كابل به زحمت دست ميداد ، و براى تحقيق يك نام مجبور بودم ، كه درب چندين اشخاصى كه كتابى پيش آنها بود بكوبم ، و از آنجا هم نوميد برمىگردم . در خلال اين كار ، بسبب نيافتن كتب و مراجع لازمه ، بارها به اين فكر افتادم كه دست از كار بكشم ، و آن را بموقعى ملتوى گردانم ، و در جايى انجام دهم ، كه كتب لازمه موجود باشد ، و هم فراغى از امور دفترى و علمى ديگر ميسر گردد ، چون ظاهرا چنين فرصتى و فراغ بالى در ايام زندگانى من ، مأمول و متصور نبود ،