منهاج سراج

355

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

از تركان خواص [ ( 1 ) ] مقرر كردند ، كه چون ابو العباس در بارگاه آيد و ميان بارگاه به خدمت بايستد هر گاه كه سلطان معز الدين دست بكلاه خود برد ، او [ ( 2 ) ] سر ابو العباس بيندازد . همچنان كردند ، چون ابو العباس كشته شد ، سلطان غياث الدين قوت گرفت و رونق ملك زيادت شد ، عم ايشان ملك فخر الدين - مسعود باميانى چون برادر مهتر سلطانان هفت‌گانه بود و از ( ان ) برادران هيچ باقى نمانده ، طمع ملك غور و تخت فيروز كوه كرد ، و ملك علاء الدين قماج [ ( 3 ) ] سنجرى را كه ملك بلخ بود مدد طلبيد و رسولان بنزديك تاج الدين يلدز ( به ) هرات فرستاد و مدد طلبيد ، و از اطراف لشكر باميان و لشكر بلخ و [ لشكر ] هرات از جوانب روى به حضرت فيروز كوه نهادند ، و ملك فخر الدين ( باميان ) چون عم ايشان بود و امراء غور در خدمت او بسيار بودند و ميراث طلب ملك بود ، پيشتر روان شد و ملك علاء الدين قماج بلخ با لشكر خود در عقب او به چند فرسنگ از راه غرستان [ ( 4 ) ] بالا آمدن گرفت ، و تاج الدين يلدز از هرات چون نزديك تر بود به حضرت فيروز ( كوه ) با لشكر خود ( به حضرت فيروز كوه ) آمد از راه هريوالرود و سلطان غياث الدين ( و معز الدين ) از فيروز كوه بيرون آمد بموضعى كه آن را راغ زر [ ( 5 ) ] گويند و لشكر غور با ايشان جمع شد ، ملك تاج الدين يلدز هرات تعجيل نمود ، بر طمع آنكه ( مگر ) فتح فيروز كوه و قمع لشكر غور بر دست او باشد [ ( 6 ) ] ، چون ( بنزديك ) لشكر غور رسيد و هر دو لشكر با هم مقابل گشتند ، و مستعد مصاف شدند چنانچه ميان هر دو لشكر مقدار نصف فرسنگ ماند ، هر دو صف در نظر يك ديگر آمدند ، و دو مبارز غورى از ميان لشكر با هم عهدى كردند [ ( 7 ) ] و در روى صف [ ( 8 ) ] به خدمت سلطان آمدند و پياده شدند و روى به زمين نهادند ، كه ما دو بنده لشكر هرات را كفايت ميكنيم ، پس بفرمان سوار شدند ، و هر دو مركبان بر انگيختند و شمشيرها بر كشيدند ، و چون باد پران و ابر دمان [ ( 9 ) ] ، سوى صف تركان آمدند ، و آواز ميدادند

--> [ ( 1 ) ] مط : خاص [ ( 2 ) ] مط : آن ترك سر [ ( 3 ) ] اصل : قماش ، مط و راورتى و پ : قماج [ ( 4 ) ] پ كذا . راورتى : غرجستان . [ ( 5 ) ] پ : كذا مط : راغ رز . متن راورتى . راغ ذرير . بعضى نسخ راورتى : راغ زر ، راغ ويژ [ ( 6 ) ] مط : بنام من باشد . پ : مانند متن [ ( 7 ) ] مط : بستند [ ( 8 ) ] مط : مصاف [ ( 9 ) ] اصل : چون باد و باران و ابر دمان . مط و پ : مانند متن .