منهاج سراج

339

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

الثانى عشر الملك شهاب الدين محمد بن حسين [ ( 1 ) ] ملك شهاب الدين [ ( 2 ) ] محمد ، برادر سلطان سام بود [ ( 3 ) ] ، و ولايت مادين كه خطهء او بود ، و ولايتى از اطراف غور ( است ) باتفاق برادران بعد از وفات پدر رحمه اللّه به دو داده بودند ، و او را دو پسر بود ، يكى [ را ] ملك ناصر الدين حسين [ نام بود ] كه در غيب سلطان علاء الدين حسين بخراسان [ گذاشت ] و در خدمت درگاه سنجرى ، به حضرت فيروزكوه او را بتخت نشاندند ، چنانچه ذكر او بعد ازين بتحرير رسد [ ( 4 ) ] ، و دوم ملك سيف الدين سورى بود ، كه بعد از وفات پدر ، بجاى پدر بنشست به ولايت مادين ، و اين سيف الدين سورى را سه فرزند بود يكى دختر و دو پسر ، و آن دختر مهتر از برادران بود ، و او در حكم سلطان شهيد غازى معز الدين سام بود انار اللّه برهانه و سلطان غازى را ازو هم دخترى بود ، كه در بكارت برحمت ايزدى رفت [ ( 5 ) ] ( و تربت او به حضرت غزنين است ) [ اما ] ( از ) ان دو پسر ( ملك سيف الدين سورى ) يكى شهاب الدين على مادينى بود ، كه بر دست تركان خوارزم ( در عهد استيلاى ايشان ) شهادت يافت ، و دوم پسر ملك ناصر الدين ابو بكر بود . و اين كاتب در شهور سنه ثمان عشر [ ( 6 ) ] ستمائة خدمت او را بولايت گزيو [ ( 7 ) ] و تمران دريافت ، و از وى آثار مروت مشاهده كرد ، دران عهد اين داعى يكى از بنات اكابر اقرباى خود در حبالهء خود مىآورد [ ( 8 ) ] ، و آن اول حال جوانى بود ، هم دران سال كه چنگيزخان ملعون از آب جيحون عبره كرد به طرف خراسان ، و عزيمت غزنين داشت . القصه از خدمت ملك ناصر الدين ابو بكر عليه الرحمه داعى اسپى التماس كرد و حال تزويج يكى از اقرباى خويش [ ( 9 ) ] بنظم بر راى او عرضه داشت ( در ) جواب آن قصه و نظم اين رباعى بگفت

--> [ ( 1 ) ] مط : بن حسين ملك ما دين غور . راورتى : ملك شهاب الدين محمد خرنك بن الحسين ملك ما دين غور . [ ( 2 ) ] حاشيه مط قرار يك نسخه : ناصر الدين راورتى : ملك شهاب الدين محمد خرنك [ ( 3 ) ] مط : برادر سلاطين بود [ ( 4 ) ] مط : انجامد [ ( 5 ) ] مط : پيوست [ ( 6 ) ] در يكى از نسخ ماخذ مط : ثمان عشرين [ ( 7 ) ] در نسخ راورتى كريو ، كيو ، كزبو كه صحيح آن گزيو است و اكنون مردم گزو خوانند و گزاپ نويسند ، و در تشكيلات موجوده مربوط ارزگان ولايت قندهار است ، و در نزديكى اجرستان ( و جيرستان تاريخى ) واقع است . ( ر : 30 ) [ ( 8 ) ] مط : آورده بود [ ( 9 ) ] مط : خود .