منهاج سراج
340
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
و بقلم خود ثبت كرد ، و بر پشت قصه بدست داعى داد ، رباعى [ اينست ] : بيت انشاء اللّه غم ز دلت رفته شود * وان در گران بهاى تو سفته شود [ ( 1 ) ] اسپى كه زمن خواستهء عذرى نيست * با آن اسپ [ ( 2 ) ] بسى عذر دگر گفته شود داعى دولت را اسپى زرده سه ساله فرستاد تنگ بسته . حق تعالى از وى قبول گرداناد ! و اين ملكزاده بعد از حوادث غزنين و غور ، به حضرت دهلى افتاد و به خدمت ( درگاه ) سلطان سعيد شمس الدنيا و الدين طاب ثراه پيوست ( در شهور سنه عشرين و ستمائة رحمة اللّه عليه ) و اكرام و عواطف يافت و در حضرت دهلى برحمت حق پيوست ( حق تعالى سلطان اسلام را در مملكت پاينده دارد ، آمين رب العالمين ) . الثالث عشر الملك شجاع الدين على بن حسين [ ( 3 ) ] ملك شجاع الدين على [ ( 4 ) ] بن حسين ، در اول جوانى از دنيا نقل كرد ، و در عنفوان شباب حيات او انقراض پذيرفت ، و از وى پسرى ماند ، ملك علاء الدين ابو على ، و برادران باتفاق در وقت قسمت بلاد غور ، ولايت جرماس [ ( 5 ) ] به دو مفوض كرده بودند ، چون او درگذشت ( ولايت جرماس ) به پسر او علاء الدين ابو على مقرر [ ( 6 ) ] داشتند ، و از ملك الجبال قطب الدين محمد كه بغزنين شهادت يافته بود ، دخترى مانده بود بوى دادند . چون آن حره طاب ثراه در حبالهء او آمد ، حق تعالى ايشان را پسرى داد [ ( 7 ) ] هم حاجى و هم غازى گشت ، ملك ضياء الدين محمد ابو على ، و آن چنان بود : كه ملك علاء الدين ابو على درگذشت ، و آن پسر بزرگ شد ، مادر او را حق تعالى توفيق بخشيد
--> [ ( 1 ) ] مط : و ان در گرانمايه به تو سفته شود . [ ( 2 ) ] مط : با اسپ بسى . [ ( 3 ) ] در يك نسخه ماخذ مط : الحسن بن الحسين . راورتى : ملك شجاع الدين ابى على بن الحسين بن سام بن الحسن شنسبى [ ( 4 ) ] راورتى : ابى على بن الحسين بن الحسن . زامباوز ( 2 : 460 ) شجاع الدين على بن عز الدين حسين بن قطب الدين حسن بن محمد بن عباس بن شيث . [ ( 5 ) ] مط : حرماس راورتى : جرماس اصل : خرماس ؟ در گرشاسپ نامه اسدى جرماس به جيم چنين آمده : بخاقان و جرماس و جنگى قلا - تگركاين سپهبد چكرد از بلا . قرارى كه در ذكر علاء الدين آتسز حسين مىآيد ، جرماس در غور بود [ ( 6 ) ] مط : ارزانى [ ( 7 ) ] مط : بخشيد .