منهاج سراج

338

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

انار اللّه برهانه [ ( 1 ) ] كه بسطت ملك ايشان ربع شرقى دنيا را حاوى بود ، و آثار غزو و جهاد ، و ضبط عدل و احسان ايشان تا نهايت ادوار آخر الزمان در بسيط جهان پيدا خواهد بود ، و بعضى از آن آثار و تواريخ در ذكر هر يك بر سبيل نمودار در قلم آيد انشاء اللّه تعالى . و دختران يكى ملكهء جبال [ ( 2 ) ] ، مادر ملك تاج الدين زنگى و ديگر حره جلالى مادر سلطان بهاء الدين سام بن سلطان شمس الدين محمد بن ملك فخر الدين مسعود باميانى ، و سيوم ملكهء خراسان مادر الب غازى بن ملك تزل ارسلان سلجوقى برادرزادهء سلطان سنجر . و چون نكبت و حادثه كه سلطان سورى را افتاد ، در غزنين به جهت مخالفت و غدر خدم آل محمودى عفا اللّه عنهم ، بسمع سلطان بهاء الدين رسيد ، عزيمت انتقام اهل غزنين مصمم گردانيد [ 5 ] و بتعزيت برادران مشغول نگشت و لشكرهاى اطراف و اكناف جروم و غرستان [ ( 3 ) ] جمع كرد و مرتب گردانيد و روى بغزنين آورد تا آن مهم را بكفايت رساند ، و به استعداد تمام نهضت فرمود ، و حشم بسيار در خدمت رايت او روان شد و چون بخطهء گيلان [ ( 4 ) ] برسيد ، از غايت فكر و غم برادران ، و قوت حميت [ مردى ] مرض غالبش [ ( 5 ) ] گشت ، و همانجا برحمت حق پيوست . و در وقت نقل از دار دنيا چنانچه سلطان سورى بوقت رفتن و گرفتن غزنين ، تختگاه ( و ) ممالك غور بسلطان بهاء الدين سپرده بود و فرماندهى آن ممالك به دو مفوض كرده [ بود ] در اين وقت سلطان بهاء الدين سام عليه الرحمه چون لشكر به طرف غزنين ميبرد ، تختگاه ممالك غور و فرماندهى جبال به سلطان علاء الدين حسين جهانسوز سپرد و اتباع و فرزندان و امراء و اشياع را به دو باز گذاشت . چون در گيلان [ ( 4 ) ] برحمت حق پيوست و آن حال بسمع سلطان علاء الدين رسيد ، بتعزيت مشغول نگشت [ ( 6 ) ] ، و بر سبيل تعجيل لشكر فراهم آورد و عزيمت غزنين كرد . و اللّه اعلم و احكم .

--> [ ( 1 ) ] مط : براهينهما [ ( 2 ) ] راورتى : ملكه جهان [ ( 3 ) ] مط : اطراف غور و اكناف جبال خروم و غزستان . كه صحيح آن مطابق ترجمه راورتى جروم و غرستان است كه مقصد همان گرمسير و غرجستان باشد ( ر : 29 ) [ ( 4 ) ] راورتى : كيدان . كه شرح آن گذشت . [ ( 5 ) ] مط : حادشش . [ ( 6 ) ] مط : نشد .