منهاج سراج
305
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
سلطان محمد عمش اين بيت را بدين جمله جواب نبشت : بيت : اى جان عم ! اين غمزده [ ( 1 ) ] سودا گيرد * اين پند [ ( 2 ) ] نه در تو و نه در ما گيرد تا قبضهء شمشير كه آلايد [ ( 3 ) ] خون * تا آتش اقبال كه بالا گيرد ؟ هندوخان را طاقت مقاومت عم نبود ، به طرف ممالك غور آمد ، و مدد طلبيد ، ميسر نشد ، به طرف خطا رفت . جلادت داشت ، اما اقبال نداشت بحدود باميان شهادت يافت . رحمة اللّه عليه . التاسع على شاه بن تكش على شاه بن تكش كه پادشاهزادهء بود بس بزرگ . چون نوبت ملك خوارزم به برادر او رسيد ، او را ملك نيشاپور گردانيد . چون سلاطين غور طاب مراقدهم ، نشاپور فتح كردند ، ملك على شاه با ديگر ملوك خوارزم بعهد بيرون آمد ، و به خدمت سلطان غياث الدين و سلطان معز الدين پيوست . ملك على شاه را بغزنين آوردند . چون سلطان محمد دوم كرت بدر نيشاپور آمد ، و ملك ضياء الدين را بعهد بيرون آورد و بغور باز فرستادند ، ملك على شاه را سلاطين غور ، به خدمت برادر او باز فرستادند سلطان محمد تخت صفاهان و عراق به دو داد ، مدتى آنجا بود ، ناگاه خوفى و هراسى به دو راه يافت ، و از آنجا به طرف غور آمد ، و به حضرت فيروزكوه پيوست و در ان روز تخت فيروز كوه بسلطان غياث الدين محمود شاه بن محمد سام رسيده بود ، سلطان محمد از خوارزم رسولان بنزديك غياث الدين فرستاد تا على شاه را بگرفت و قيد كرد ، تا عاقبت جماعتى از خدم على شاه خود را فدا كردند محمود بن محمد سام را شهيد كردند . چون تخت بفرزندان محمود رسيد ، لشكر خراسان بضبط غور آمد ، چنانچه بعد ازين به تقرير پيوندد ، و على شاه را
--> [ ( 1 ) ] كذا در اصل و پ . ترجمه راورتى : « اى جان عم ! اين جاهطلبى راه جنون ميگيرد » . در نسخ راورتى كلمه غمزده تحريف شده بود ، اگر ترجمه راورتى را مدار اعتبار گردانيم بايد مصراع اول چنين باشد : اى جان عم ! اين غم ره سودا گيرد ( ر : 55 ) [ ( 2 ) ] اصل و پ : بند ، مجمع الفصحاء : اين قصه نه در تو الخ . چون در اصل بقرار املاى قديم فرق ( بند و پند ) نيست بنابران اصل آن را دريافتن مشكل است . [ ( 3 ) ] كذا . پ : كه آمد به خون . مجمع الفصحاء : پالايد خون . ( براى ضبط صحيح : ر : 55 ) .