منهاج سراج

299

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

ابى محمد خان گرزوان [ ( 1 ) ] بود ، و پس از ان خان عراق شد باسم اتابكى سلطان ركن الدين غوريشانستى [ ( 2 ) ] بن محمد خوارزمشاه . و الغ خان ابى محمد ( را ) دو پسر بود : مهتر تاج الدين ازبر شاه [ ( 3 ) ] و كهتر نصرت الدين قتلغ شاه . و برادرزادگان الغ خان ابى محمد ، در هندوستان با ملك نيمروز التتمش [ ( 4 ) ] بن سالار بودند ، و ( با ) [ ( 5 ) ] ملك تاج الدين ينالتگين سيستان كه از هندوستان رفت ، و اين روايت از ويست [ ( 6 ) ] ، رحمة اللّه عليهم . و اين ملك تاج الدين محمد ايبك پادشاه شجاع و عادل و ضابط در رسيد ، و به خدمت سلاطين سلجوقى پيوست ، و كارهاء بزرگ كرد ، و با خلق عدل و احسان كرد و درگذشت . و اللّه الباقى و كل شىء هالك الثالث الملك جلال الدين اتسز بن خوارزمشاه اتسز بن محمد ، بعد از پدر خود ممالك خوارزم در تصرف آورد و با خلق عدل و احسان كرد ، و چند كرت از خوارزم جدا افتاد بعضى بضرورت بعضى به اختيار به طرف جند و تركستان و قفچاق لشكرها كشيد ، و از فضل و هنر و علم نصيب كامل داشت ، و حضرت خوارزم بواسطهء فضل و احسان او مجمع افاضل گشت و بعد از وثايق عهود به خدمت سلطان سنجر پيوست ، و چندگاه به حكم فرمان خدمت درگاه كرد ، تا بشرف رضا مقرون گشت ، سلطان سنجر تخت خوارزم به دو باز داد ، چون مدتى باز آمد ، بسبب حركت على چترى كه ملك هرات بود در حق اتسز عصيان آورد و سر انقياد از ربقهء طاعت و خدمت بكشيد

--> [ ( 1 ) ] راورتى گرزوان . اصل : كزروان . كه در نسخ راورتى املاهاى گوناگون دارد ، حدود العالم گويد : كرزوان شهريست بر كوه نهاده با نعمت و خوش هوا مقر ملوك گوزگانان . اين جاى اكنون گرزيوان ناميده مىشود ، مربوط ميمنه افغانيست و كوهساريست خوش آب و هوا [ ( 2 ) ] پ : غوريشاستى ، در كتاب سيرت جلال الدين مكررا غورشايجى است در دول اسلاميه غورسانجى و در زامباور غورى شانستى و غور سايجى است ( تولد 601 - وفات 619 ه ) [ ( 3 ) ] يك نسخه راورتى ارزلو شاه [ ( 4 ) ] پ : ملك پيروز التتمش [ ( 5 ) ] اصل با ندارد از ( پ ) گرفتم [ ( 6 ) ] ترجمه راورتى : چنين است : الغ خان ابى محمد را دو پسر بود ، مهتر تاج الدين ازبر شاه و كهتر نصرت الدين قتلغ شاه ، و همچنان برادرزادگان الغ خان ابى محمد در هندوستان بودند : ملك فيروز ايلتمش ابن سالار ، و ملك تاج الدين ينالتگين كه از هندوستان رفت و ملك سيستان شد و اين الخ . . . .