منهاج سراج

300

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

چون دولت سنجرى به آخر شد ، پادشاهى خوارزم و تمام ممالك صحارى تركستان و جند بر وى مقرر گشت و مسلم ماند ، و جمله افاضل حضرت بيشتر به خدمت او پيوستند ، و امام رشيد الدين وطواط كتاب حدايق فى [ ( 1 ) ] دقايق الشعر باسم او تأليف كرده است ، و در عهدى كه در ان ايام بدرگاه سنجرى بود ، او را با سلطان علاء الدين غورى جهانسوز ، بواسطهء فضل ، محبت تمام افتاد ، تا حدى كه چون سلطان علاء الدين بتخت غور باز آمد ، او را خداى تعالى پسرى بخشيد اتسز نام كرد ، ملك اتسز خوارزمشاه مدتها ملك راند ، در خوارزم برحمت حق پيوست . الرابع الملك ايل ارسلان بن اتسز پادشاه بزرگ بود ، بعد از پدر خود بتخت خوارزم نشست ، و جمله ممالك پدر را در تصرف آورد ، و با خلق عدل و احسان كرد ، و با كفار قراخطا [ ( 2 ) ] مالى كه هر سال بدادى عهد پيوست ، و با خان قفچاق اتصال كرد ، و اطراف ممالك را بدان طريق كه امكان بود محافظت واجب داشت ، و ( با ) بعضى از بندگان سنجرى كه ملوك خراسان بودند ، منازعت و خصومتش افتاد ، و بوجهى كه ميسر شد صلح پيوست ، و مدتها ملك راند و درگذشت ، و از وى فرزندان [ ( 3 ) ] ماندند ، چنانچه علاء الدين تكش و سلطان شاه محمود . حق تعالى بر ايشان رحمت كناد . الخامس السلطان تكش بن ايل ارسلان [ ( 4 ) ] سلطان تكش بن ايل ارسلان پادشاه بس بزرگ بود ، و از علم و فضل و هنر و موسيقى حظ كامل داشت ، و چون بتخت نشست ، اطراف ممالك خوارزم و بعضى از خراسان را بجنگ و صلح در تصرف آورد ، و با خان خفجاق [ ( 5 ) ] كه اقران نام بود اتصال كرد ، و دختر او در حكم خود آورد ، و آن زن عظيم بزرگ شد ، و در جهان نامدار گشت . خاصه در عهد پسر خود سلطان محمد خوارزم شاه ، و او زنى بود عظيم به قوت و حميت و مستقل بذات خويش ، و او را در عهد پسر او خداوندهء جهان خطاب بود ، و قوت و غضب و استنكال او تا به حدى بود :

--> [ ( 1 ) ] اصل : فى ندارد [ ( 2 ) ] اصل : قواو خطا . راورتى : مانند متن . [ ( 3 ) ] اصل : فرزندى ماند . پ : مانند متن [ ( 4 ) ] اصل : بن اتسز خوارزمشاه . پ : بن ارسلان پادشاه [ ( 5 ) ] كذا . راورتى : قفچاق .