منهاج سراج
253
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
كه أمير المؤمنين القائم باللّه را حادثهء صعب افتاد ، و ميان او ( و ) لشكر نصارى روم مصافى بود ، و هزيمت بر لشكر اسلام افتاد ، و أمير المؤمنين گرفتار آمد و او را به قلعهء مقيد و محبوس كردند ، كه در اعلى جبال بلاد انبار [ ( 1 ) ] و جزيره است از نواحى سرحد روم ، و آن قلعه بر كوهى شامخ است بر شط آب فرات [ ( 2 ) ] . الب ارسلان رحمه اللّه ، با صد هزار سوار جرار تيغ زن انصراف نمود بر سبيل تعجيل ، براى استخلاص أمير المؤمنين ، و انتقام لشكر اسلام و در قطع منازل سرعت به حدى فرمود ، چنانچه در شانزده روز يا هفده روز و اللّه اعلم بالحقيقه ، از بلا ساغون [ ( 3 ) ] بپاى آن قلعه كه بر شط فرات بود رسيد ، و بطريقى كه دست داد ، صاحب آن قلعه را باسلام دعوت كرد و به تشريف مسلمانى او را مشرف گردانيد ، و أمير المؤمنين را از ان قيد خلاص داد بعون اللّه تعالى ، و به خدمت ركاب با عظمت خلافت به حدود دار الملك أمير المؤمنين آمد و اجازت مراجعت خواست . چون اجازت يافت در وقت وداع پياده شد و لب سلطنت خود را به تقبيل سم مركب أمير المؤمنين مشرف گردانيد و ببوسيد ، و درين مدت ، با چنين خدمتى از حضرت دار الخلافت همين قدر نوازش يافت ، كه أمير المؤمنين القائم باللّه بر لفظ راند : قتلت العباد و خربت البلاد فى تخليصى [ ( 4 ) ] . ناظران به نظر تأمل شافى نگاه كنند در خدمت سلطان الب ارسلان غازى و در علو همت أمير المؤمنين ، كه هر يك از ان در مدارج تا چه ( حد است ) ؟ [ ( 5 ) ] سلطان الب ارسلان چهارده سال ملك راند ، در شهور سنه احدى و خمسين و اربعمائه بتخت نشسته بود و در صفر سنه خمس و ستين و اربع مائه شهادت يافت . ملك تعالى ارواح مطهر ايشان را در فراديس جنان بكرامت محدود و مخصوص گرداناد .
--> [ ( 1 ) ] اصل . ابيار . راورتى : انبار . و اين انبار يكى از شهرهاى معروف جزيره بود ، اما ابيار بقول ياقوت نام قريه يسى بود بين مصر و اسكندريه ( معجم 1 : 100 ) [ ( 2 ) ] اصل : فراط . [ ( 3 ) ] اصل : بلاد ساغون . [ ( 4 ) ] اصل : قفل العباد و خربه البلاد فى تخليصى . پ : مانند متن . راورتى چنين ترجمه كرده : « تو بندگان خدا را از قتل و بلاد را از خرابى نگاه داشتى » . [ ( 5 ) ] كلمات بين قوسين در اصل نيست . و جمله مقطوع است . در ( پ ) چنين است . تا چه حدت .