منهاج سراج

254

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

و پادشاه اسلام ناصر الدنيا و الدين را بر سرير جهاندارى و مسند شهريارى . باقى داراد . و السلام و اللّه اعلم بالصواب . الرابع السلطان جلال الدين ملكشاه بعد از پدر بتخت ايران نشست ، و توران و جبال عراق و ديلم و طبرستان و روم و مصر و شام و دياربكر و ارمن و سيستان و فارس همه در ضبط آورد و بر منابر كل اسلام خطبه بنام او شد ، و سكهاء درم و دنانير بالقاب او مشرف گشت و او بذات خود پادشاه قاهر و ضابط و شهم و شجاع و عادل بود به همه اوصاف پادشاهانه و ملك دارى مزين بود ممالك تركستان تمام در ضبط آورد و ممالك روم بگرفت ، و شحنگى بغداد به خدمت دار الخلافه او را مسلم شد و در مكه و مدينه و يمن و ممالك حجاز بر همه منابر اسلام خطبه بنام او شد و به اطراف ممالك ترك و روم غزو و جهاد بسيار كرد و بهر طرف از ممالك شرق و غرب ملكى از دست خود نصب فرمود ، و ممالك روم را بيك برادر خود داد ، و بعد از برادر به پسر خود محمود بن ملكشاه داد ، تا بدين تاريخ آن ممالك بر فرزندان او مسلم است چنانچه بعد ازين در قلم آيد . انشاء اللّه تعالى . و در منتخب تاريخ ناصرى كه يكى از اكابر حضرت غزنين كرده است در نظر آمد : كه وقتى از اوقات سلطان ملكشاه ، نظام الملك وزير خود را گفت : كه استعداد لشكر كن ! كه عزيمت بلاد مصر مصمم است . نظام الملك بوجه عرضه داشت گفت : پادشاه را درين عزيمت تأمل شافى بايد كرد كه در ان سر زمين جماعت قرامطه و بددينان باشند ، و از خيانت اعتقادات ايشان بسمع پادشاه سنى رسد ، بنده روا نميدارد ، كه آن شناعت بر خاطر اعلى گذرد . سلطان ملكشاه فرمود : كه باستعداد آن سفر مشغول بايد شد كه فسخ آن عزيمت امكان ندارد ، نظام الملك استعداد تمام مهيا گردانيد سلطان با لشكر گران بدان طرف خراميد ، چون بنزديك مصر رسيد ، اهل مصر شرط خدمت استقبال بجاى آوردند . سلطان به هيچكس التفات نفرمود و نظر نكرد ، تا بدر شهر مصر رسيد ، بمعبر مصر و شط نيل چون عبره كرد پرسيد : كه قصر فرعون كدام است ؟ چون معلوم شد ، روى بدان طرف نهاد