منهاج سراج

249

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

در شهور سنه عشرين و اربعمائه . چون لشكر بديشان رسيد جنگ سخت كردند ، هزيمت بر لشكر سلطان افتاد ، بضرورت سلطان با ايشان صلح كرد ، و نسابه طغرل داد ، و دهستان به داود ، و فراوه [ ( 1 ) ] به يبغو . و سلطان به طرف بلخ رفت ، و هندوستان به پسر خود سلطان مودود داد ، در شهور سنه تسع و عشرين و اربعمائه سلجوقيان شهرهاء كنار بيابان ، چنانچه مرو و سرخس بگرفتند ، و خراسان التماس نمودند . سلطان سباشى حاجب [ ( 2 ) ] را با لشكر گران بدفع ايشان فرستاد ، ميان ايشان مصاف شد سلطان منهزم گشت ، و سلجوقيان بر خراسان مستولى گشتند ، و ابراهيم ينال [ ( 3 ) ] را به نشاپور فرستادند تا ضبط كرد ، و در عقب او طغرل به نشاپور آمد و بتخت نشست و پادشاه شد ، و خطبه بنام او گفتند ، و داود را به سرخس فرستاد ، و يبغو را نامزد مرو كرد ، و خراسان در ضبط گرفتند ، و از تصرف بندگان مسعودى يك نصف از آن مملكت برفت . و السلام . الثانى داود جغربيگ بن ميكائيل چون داود از خدمت برادر خود بضبط كردن مرو و سرخس آمد ، و سلطان به بلخ بود ، رسولى بنزديك او فرستاد تا مگر اصلاح پذيرد ، داود در حوالى مرو بود با لشكر خود ، و تمامت دليريها او ميكرد ، بدر مرو رفت ، سحرگاه بود و مقرى بالاء مناره اين آيت ميخواند : يا داود انا جعلناك خليفة فى الارض فاحكم بين الناس [ ( 4 ) ] . چون نام خود شنيد پرسيد از دانايى كه معنى اين چه باشد ؟ چون به او باز گفتند ، بار ديگر شمشير بر كشيد ، و در عقب حشم سلطان كه در مرو بود برآمد ، و جمله را در زير تيغ آورد . درين وقت كه رسول سلطان از بلخ بنزديك او آمد ، مقرى بود آنجا اين آيت بر خواند كه : تؤتي الملك من تشاء [ ( 5 ) ] . رسول سلطان مسعود او را ديد

--> [ ( 1 ) ] اصل : قرات ، پ : فراط ، اما فراوه ثغريست در بيابان غرب خراسان در ميان كوه ( اصطخرى ) . [ ( 2 ) ] اصل : ساسى . راورتى سياسى . گرديزى ( ص 54 ) ابن اثير ( 9 : 190 ) . سباشى . اخبار الدوله و پ : سوباشى [ ( 3 ) ] اصل : ابراهيم نيال به نون اول . راورتى : ابراهيم نياليه نوشته و گويد كه ابراهيم پسر نيال برادر مادر طغرل بود . ابن اثير ( 9 : 191 ) كان ينال و اسمه ابراهيم اخا طغرلبك و داود لامهما ، اخبار الدوله : ابراهيم بن ينال . [ ( 4 ) ] قرآن ، ص 26 . [ ( 5 ) ] قرآن ، آل عمران 25 .