منهاج سراج
227
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
و يا انوك مصاف كرد و هزيمت افتاد ، و به بخارا رفت [ و ] به خدمت منصور نوح ( تا ) ايشان را مدد فرمود ، تا باز آمد و غزنين بگرفت و بعد از يك سال اسحاق درگذشت ، ملكا تگين را كه مهتر تركان بود بامارت بنشاندند ، و او مرد ( ى ) عادل و متقى بود از مبارزان جهان ، ده [ ( 1 ) ] سال در امارت بود و در گذشت ، و امير سبكتگين به خدمت او بود ، و بعد از ملكاتگين امير پرى [ ( 2 ) ] به امارت بنشست ، و او مردى مفسد عظيم بود ، جماعتى از غزنين بنزديك ابو على انوك چيزى نبشتند و او را استدعا كردند ، ابو على انوك پسر شاه كابل را بمدد آورد ، چون در حد چرخ [ ( 3 ) ] بهم رسيدند ، امير سبكتگين با پانصد ترك برايشان حمله برد [ ( 4 ) ] ، و ايشان را بشكست ، و خلق بسيار را بكشت و اسير كرد ، و دو [ ( 5 ) ] پيل بگرفت و بغزنين آورد ، و چون چنين فتحى بر دست او بر آمد همكنان از فساد پرى سير آمده بودند باتفاق امير سبكتگين را بامارت بغرنين بنشاندند ، در بيست و هفتم شعبان [ ( 6 ) ] سنه ست و ستين و ثلثمائه روز آدينه [ ( 7 ) ] از بالاء قلعه با چتر لعل و علمها بجمعه آمد ، و امارت و پادشاهى بر وى قرار گرفت [ ( 8 ) ] ، و از غزنين لشكر به اطراف برد ، پس زمين داور ، و زمين قصدار و باميان و جمله طخارستان و غور در ضبط آورد ، و از جانب هند جيپال [ ( 9 ) ] را با پيلان و حشم انبوه بشكست ، و بغراخان كاشغر [ ( 10 ) ] را از خاندان سامانيان دفع كرد و ببلخ آمد ، و امير بخارا را بتخت باز [ ( 11 ) ] فرستاد ، و در عهد او كارهاى بزرگ برآمد ، و مادهء فساد باطنيه از خراسان قلع كرد ، و در شوال سنه اربع و ثمانين و ثلثمائه امير محمود را سپهسالارى خراسان دادند ، و سيف الدولة لقب شد ، و امير سبكتگين را الناصر الدين اللّه [ ( 12 ) ] لقب شد ، و ابو الحسن سيمجور [ ( 13 ) ] را دفع كردند ، و خراسان صاف شد [ ( 14 ) ] از خصمان ايشان
--> [ ( 1 ) ] مط : دو سال . راورتى : ده سال [ ( 2 ) ] اصل و مط : پرى . دوكتور ناظم پيرى يا پرى تگين ، عوفى ( ورق 391 ) : پيراى . ترجمه راورتى : پيرى [ ( 3 ) ] چرخ موجوده لوگر جنوب كابل [ ( 4 ) ] مط : برايشان زد . [ ( 5 ) ] مط و ترجمه راورتى ده پيل [ ( 6 ) ] اصل : در هفتم شعبان . راورتى و مط : مانند متن [ ( 7 ) ] مط : جمعه [ ( 8 ) ] اصل : و آن امارت و پادشاهى بود برو قرار گرفت [ ( 9 ) ] اصل . جانب هند و جيپال [ ( 10 ) ] اصل : كاشفور [ ( 11 ) ] اصل : بار [ ( 12 ) ] كذا در اصل و راورتى . مط : ناصر الدين البيرونى و گرديزى : ناصر الدين و الدوله . [ ( 13 ) ] اصل : ابو المحسن . در حاشيه مط بحواله يكى از نسخ : سمجور . [ ( 14 ) ] مط : دفع كرد و خراسان صاف گشت .