منهاج سراج
228
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
امير سبكتگين مرد عاقل و عادل و شجاع و دين دار و نيكو عهد و صادق قول [ ( 1 ) ] و بى طمع از مال مردمان ، و مشفق بر رعيت و منصف بود ، و هر چه در امر او ملوك از اوصاف حميده ببايد [ ( 2 ) ] ، حق تعالى جمله او را كرامت كرده بود ، و مدت ملك او بيست سال بود ، و عمر او پنجاه و شش سال بود ، و وفات او بحدود بلخ به ديه مدر روئى [ ( 3 ) ] بود ، در سنه سبع [ ( 4 ) ] و ثمانين و ثلث مائه . و اللّه اعلم ( بالصواب ) . الثانى السلطان الاعظم يمين الدولة محمودالغازى [ ( 5 ) ] السلطان الاعظم يمين الدولة ، نظام الدين ابو القاسم محمود بن سبكتگين انار اللّه برهانه . سلطان غازى محمود پادشاه بزرگ بود ، اول كس را كه در اسلام از پادشاهان بلقب سلطانى خطاب كردند او بود از دار الخلافة [ ( 6 ) ] . ولادت او در شب عاشور [ ( 7 ) ] سنه احدى و سبعين و ثلث مائه بود ، در هفتم سال از ولايت بلكاتگين [ ( 8 ) ] . و پيش از ولادت او بيك ساعت ، امير سبكتگين بخواب ديده بود : كه در ميان خانه او را از آتشدان درختى برآمدى و چنان بلند شدى ، كه همه جهان در سايهء او پوشيده گشتى . از فزع اين [ ( 9 ) ] خواب ، چون بيدار شد دران انديشه بود ، كه تعبير چه باشد ؟ مبشرى [ ( 10 ) ] درامد و بشارت داد : كه حق تعالى ترا پسرى داد . سبكتگين شادمان گشت و گفت : پسر را محمود نام كردم ، و هم دران شب كه ولادة او بود ، بتخانهء ويهند ( كه در حدود پرشاور بود )
--> [ ( 1 ) ] مط : صادق القول [ ( 2 ) ] مط : و هر چه ولادت و امراء و ملوك را از اوصاف حميده ببايد . [ ( 3 ) ] اصل : ديه بربل مدورى . مط : برمل مدورى . راورتى از روى اختلاف نسخ : مادر و موى بارمل ماد روى ، مد روى . در يكى از نسخ خطى : ترمز . چون اين نام شرحى لازم دارد به تعليقات آخر كتاب رجوع شود ( ر : 19 ) . [ ( 4 ) ] اصل : ست . مط و راورتى و قول جمهور : سبع . [ ( 5 ) ] اسماى اولاد محمود در اصل و مط مانند متن است ، اما راورتى : اسماعيل ، نصر ، محمود ، حسين حسن ، يوسف [ ( 6 ) ] مط : كردند از دار الخلافه محمود بود [ ( 7 ) ] مط : ولادت او شب عاشورا . [ ( 8 ) ] مط . در هفتم سال از زمان امير ملكاتگين [ ( 9 ) ] مط : آن [ ( 10 ) ] مط : كه مبشرى .