منهاج سراج
221
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
از معارف و ابطال همه او را مطيع بودند ، و او را فرزندان شايسته و شجاع در رسيده بودند أسماؤهم : يكى فخر الدولة على بن الحسن . دوم مؤيد الدولة بويه بن الحسن . سيوم فخر الدوله ابى الحسن امير عراق بود ، [ ( 1 ) ] و شمس المعالى قابوس وشمگير بنزديك او بامان آمده بود و مدد طلبيده ، و او به نشاپور آمد . مؤيد الدوله بن بويه الحسن را با ايشان حربها افتاد ، و ذكر آن صابى [ ( 2 ) ] در كتاب خود آورده است . الثالث بختيار بن الحسن بن بويه چون پدرش در گذشت ، او بغداد را در ضبط آورد ، و كارها بر جادهء پدر بدست گرفته ، و استيلاء تمام يافت . چون ممكن شد ، المطيع اللّه از وى التماس نمود : كه فتنهء قرامطه در اطراف ممالك اسلام بسيار شد ، آن را دفع كن و آن قوم را قلعى كلى واجب دار ! بختيار بن حسن بويه بدان فرمان التفاتى ننمود [ ( 3 ) ] ، ميان خليفه و بختيار منازعت ظاهر شد ، چنانچه پسر بويه از مطيع للّه نا ايمن گشت ، و منهيان او را آگاه كردند : كه خليفه با تو غدر خواهد كرد بختيار فرصتى طلبيد . بروايت تاريخ ابن هيصم ، بختيار بويه ، جمله علماء و قضات بغداد را جمع كرد ، و خلافت به پسر خود او ابو بكر عبد الكريم تسليم كرد ، و او را الطائع للّه لقب دادند . چون خلافت بر طايع مقرر شد بختيار دختر خود به وى داد ، و بختيار حاجب و نايب خلافت گشت چون بر وى مقرر شد بجانب اهواز رفت ، تا مال و خراج جمع كند ، سبكتگين چاشنيگير [ ( 4 ) ] كه نايب او بود ، مخالفت [ ( 5 ) ] آغاز نهاد ، و كار از دست بختيار بيرون كرد . الرابع فنا خسرو بن الحسن بويه الديلمى لقب عضد الدولة ، در غايت ترفع و تكبر بوده ، عقل و شجاعت بكمال داشت و ضبط ولايت و اصناف حشم او را مسلم گشت . و اموال و خزاين تمام مضافات
--> [ ( 1 ) ] راورتى : دوم مؤيد الدوله بويه . فخر الدوله على امير عراق بود الخ [ ( 2 ) ] به تعليقات آخر كتاب در شرح حال منهاج سراج به ماخذ و منابع معلومات مولف ( ر : 4 ) [ ( 3 ) ] اصل : اتفاقى نمود . پ : التفاتى نمود . [ ( 4 ) ] اين كلمه در اصل خوب خوانده نمىشود ، در ( پ ) جانيكر است . از ترجمه راورتى اصلاح شد كه وى معنى آن را جامد اريا شربت دار نوشته . [ ( 5 ) ] اصل : خلافت .