منهاج سراج

222

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

دار الخلافت در ضبط و تصرف او آمد ، و سبب آن بود : كه چون بختيار به اهواز آمد ، به جمع كردن اموال بيت المال . سبكتگين چاشنى گير كه نايب او بود به حضرت تركان را جمع كرد ، و ( با ) بختيار خلاف كرد ، و ديگران را اخراج كرد ، و فساد آغاز نهاد ، و مكابره و مصادره ظاهر گردانيد ، و دست به خون مسلمان و حرم خلق برد . عز الدولة بختيار بن بويه بنزديك عم خود كه امير رى بود اعلام داد ، و مدد طلبيد ، و بنزديك پسر عم خود فنا خسرو ابو شجاع كه امير فارس بود اعلام داد ، و مدد لشكرى بسيار جمع كرد ، فنا خسرو با لشكر فارس بيامد ، و ابو الحسن لشكر خود بفرستاد بمدد ايشان و روى به بغداد بنهادند ، سبكتگين با بزرگان و حشم از بغداد پيش ايشان باز آمد . چون به ديه دعا قول [ ( 1 ) ] رسيد رنجور شد ، و بعد از چهار روز درگذشت ، تركان بغداد منهزم شدند . و أمير المؤمنين الطائع للّه را با خود از بغداد بجانب نهروان آوردند بحرب فنا خسرو . بار ديگر منهزم شدند ، و بجانب موصل رفتند . فنا خسرو در بغداد آمده و از حال پسر عم خود بختيار معلوم كرد : كه او پيوسته به لهو و طرب مشغول مىباشد ، و صلاحيت محافظت امور ملك ندارد [ ( 2 ) ] . بختيار را بگرفت و حبس كرد . بختيار بنزديك پدر فنا خسرو ابو الحسن بويه كه امير رى بود شكايت نامه فرستاد : كه مرا پسر تو فنا خسرو بى موجبى بگرفته است و مقيد كرده . پدر فنا خسرو فرمان داد : تا بختيار را اطلاق كردند ، و خود به پارس باز آمد چون پدرش برحمت حق پيوست ، فنا خسرو به بغداد آمد و بختيار را بگرفت و بكشت ، و ملك بغداد و امور دار الخلافت در ضبط آورد ، و جبال شرق تا طبرستان از امراء سامانيان هر روز بيك هزار دينار زر سرخ به مقاطعه گرفت

--> [ ( 1 ) ] كذا در اصل وپ و راورتى . وى گويد كه ديه عاقول قريه‌ايست در موصل ، ولى ظاهرا دير عاقول خواهد بود كه شهرى بود بر مشرق دجله ( حدود العالم ) [ ( 2 ) ] اصل : ملك بد كرد . پ : امير ملك ندارد .