منهاج سراج

206

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

و مثال در عهد ممالك خراسان ، تا در تمام عجم او بزرگ گشت أمير المؤمنين المعتضد فرمان فرستاد به امير اسماعيل : تا بلاد طخارستان و گرگان از دست امير محمد زيد علوى كه در ضبط خود گرفته بود مستخلص گردانيد . امير اسماعيل احمد هارون را بر مقدمهء لشكر امير كرد و پيش فرستاد و ميان امير محمد زيد علوى و امير اسماعيل مقاتلهء عظيم رفت ، و امير محمد علوى شهادت يافت ، و پسر او زيد بن محمد العلوى رضى اللّه عنهم گرفتار گشت ، او را بنزديك امير اسماعيل آوردند ، او را به بخارا فرستاد ، و شرط اعزاز و اكرام بجا آورد و فرمود : تا منزل به طرف مروت و خدمت و تبرك و علو همت ، اسباب مهيا گرداند ، و أمير المؤمنين المعتضد [ ( 1 ) ] هم درين وقت برحمت حق پيوست ، و پسر او أمير المؤمنين المكتفى باللّه بخلافت نشست و امير اسماعيل را عهد و لواء فرستاد ، و نواحى عراق و رى و سفاهان و ديار طبرستان و گرگان همه با خراسان ضم كرد ، امير اسماعيل برادر زاده [ ( 2 ) ] خود ابو صالح منصور بن اسحاق سامانى را ايالت رى داد ، و پسر خود احمد بن اسماعيل را ايالت گرگان داد ، و شب شنبه چهاردهم ماه صفر سنه خمس و تسعين و مائتين برحمت حق پيوست ، و او را امير ماضى لقب شد . و مدت ملك او هشتاد سال بود ، رحمهم اللّه و لمن دعى للمولف و السلطان خلد اللّه ملكه . امير احمد سايس و ضابط بود ، و بسبب حركتى چند كس را از غلامان خود سياست فرمود و بكشت ، بقيه غلامانى كه محرم بودند طالب فرصتى شدند تا امير احمد را هلاك كنند ، اما امير شيرى داشتى آموخته ، و آن شير را شب بنزديك خوابگاه خود بستى ، تا از خوف او هيچكس پيرامن تخت او

--> [ ( 1 ) ] اصل : و أمير المؤمنين المكتفى بخلافت المعتضد هم درين وقت . . . ترجمه راورتى و پ : مانند متن [ ( 2 ) ] اصل : برادر خود ، ولى منصور برادر زاده اسماعيل است . پ و راورتى : مانند متن .