منهاج سراج

207

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

نتوانستى گشت ، كه آن شير بشب پاسبانى او كردى ، تا وقتى به شكار رفت ، و از شكار بيگاه مراجعت فرمود و منزل دور بود ، شب بمقام استراحت معهود نرسيد و در راه بموضعى منزل كرد ، غلامان فرصت يافتند او را شهيد كردند ، و اين حادثه شب پنجشنبه بيست و سيوم ماه جمادى الاخرى [ ( 1 ) ] سنه احدى و ثلثمائه بود ، او را برگرفتند ، و به بخارا آوردند ، و امير شهيد لقب شد . و در اول حال كه پدرش امير اسماعيل بن احمد برحمت حق پيوست ، جماعت سپاه داران و اكابر و اشراف مملكت به امير نصر احمد بن اسماعيل بيعت كرده بودند معارف را بدار الخلافت فرستاد و از آنجا أمير المؤمنين المستكفى باللّه ، او را عهد ولوا فرستاد ، و دولت و كار [ ( 2 ) ] مملكت را انتظام داده ، و در سجستان معدل بن على بن ليث برادر زاده يعقوب و عمرو عصيان آورده بود [ ( 3 ) ] و فساد آغاز نهاده . لشكر بدان طرف نامزد كرده بود ، و معدل [ ( 4 ) ] را مقهور و عاجز گردانيده ، و او را اسير كرده و مقيد فرموده ، و سجستان را به پسر عم خود كه بر وى اعتماد داشت : ابو صالح منصور بن اسحاق بن احمد سامانى داده بود . بعد از آن اهل سجستان عصيان آوردند ، و منصور را بگرفتند و در قلعهء ارگ محبوس گردانيدند ، و با عمرو بن يعقوب الليث بيعت كردند پس امير احمد اسماعيل لشكر نامزد كرد كرت ديگر ، و حسين على مروا الرودى را بر ايشان امير فرمود ، در شهور سنه ثلثمائه به سجستان رفته بودند و عمرو يعقوب را محصر كرده بودند هفت ماه ، تا امان خواست بيرون آمد ، و سجستان را به سيمجور دواتى [ ( 5 ) ] داده بودند . درين وقت چون از خوابگاه جدا ماند شهادة يافت ، و مدت ملك او شش سال و سه ماه بود . الخامس نصر بن احمد دو پسر داشت : نوح و اسماعيل ، چون امير شهيد احمد اسماعيل درگذشت جمله امراء و سپاهسالاران و فايدان [ ( 6 ) ] و اشراف باتفاق علماء رحمهم اللّه

--> [ ( 1 ) ] گرديزى : 21 جمادى الاخرى [ ( 2 ) ] اصل : از كار [ ( 3 ) ] اصل : برادرزاده عثمان يعقوب و عمرو آورده بود . پ و راورتى ، مانند متن . [ ( 4 ) ] اصل : معدول [ ( 5 ) ] گرديزى : دوبت دار . ميرخوند و الكامل : دواتى و هو احمد بن سيمجور دوانى [ ( 6 ) ] اصل : قايلان ، پ : قابلان .