منهاج سراج

205

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

روان شد . امير اسماعيل بنزديك رافع هرثمه بن اعين كه امير خراسان بود معارف فرستاد ، و از حال خود و برادر خبر داد و استمداد نمود . رافع هرثمه لشكر جرار با آلت و عدت تمام بدان طرف كشيد ، و بوجه لطف و شفقت و مرحمت عاقلانه ميان برادران اصلاح كرد و بازگشت ، و امير نصر بسمرقند ، و امير اسماعيل به بخارا باز رفت . چون آن معانى بسمع امير نصر رسيده بود ، و در طبيعت او جاى گرفته ، : با لشكر جرار رو به بخارا نهاد و امير اسماعيل از بخارا بيرون آمد و با او مصاف كرد و قتال كردند در غايت شدت ، در شهور سنه خمس و ستين و مائتين . و امير اسماعيل بر برادر خود امير نصر احمد [ ( 1 ) ] ظفر يافت . چون منهزم شد گرفتار گشت ، و او را بنزديك اسماعيل آوردند در حال پياده شد و برادر خود را خدمت كرد و بوسه بر سينهء او زد ، و شرايط تعظيم بجا آورد ، و او را به حضرت سمرقند بازگردانيد ، و خود باسم خلافت بخارا باز آمد ، و مدت ملك نصر بن احمد هژده سال بود . الباقى و الدائم هو اللّه عز و جل . الثالث اسماعيل بن احمد چون امير نصر احمد سامانى رحمه اللّه از دار فنا بدار بقا رحلت كرد أمير المؤمنين المعتضد باللّه ، ايالت ممالك ما وراء النهر و آنچه برادرش داشت امير نصر ، به امير اسماعيل سامانى داد ، و او را عهد داد و لواء فرستاد . و او قوت تمام گرفت ، و مملكت به او صاف شد ، و جمله امرا و اشراف خلق و عوام او را مطيع گشتند ، و چون مرد عالم و عادل بود كارهاء بزرگ بر دست او برآمد ، چنانچه عمرو ليث قصد او كرد بالشكر گران ، چنانچه ابن هيصم ميگويد : كه در لشكر عمرو ليث آن روز كه بحرب اسماعيل مىآمد ، هفتاد هزار سوار نيزه دار بود ، تير انداز و شمشير دار ، و سلاحهاى ديگر . چون امير اسماعيل از جيحون عبره كرد ، و در بلخ با عمرو ليث مصاف داد ، حق تعالى اسماعيل را نصرت بخشيد ، و لشكر عمرو ليث منهزم شد و او اسير گشت و در بند افتاد . امير اسماعيل عمرو را مقيد به حضرت أمير المؤمنين المعتضد فرستاد ، و أمير المؤمنين امير اسماعيل را عهد ولوا فرستاد

--> [ ( 1 ) ] اصل : احمد نصر