منهاج سراج
144
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
الرابع كى لهراسپ كى لهراسپ الجبار از بنو اعمام كيخسرو بود . كىلهراسپ بن كيمش بن شاهزاد بن فرخان بن خديو بن ارش شاه ، بن گودرز ، بن طهماسپ بن كشن ابن كيكاوس [ ( 1 ) ] . چون كيخسرو خواست كه از خلق عزلت گيرد ، و ترك پادشاهى كند ، اصناف خلق كه در مماليك عجم بودند جمع شدند ، همه نوحه كردند و تضرع نمودند ، تا در ميان خلق باشد ، كيخسرو اجابت نكرد خلق گفتند : ما را از پادشاهى چاره نباشد بر سر ما يكى را خليفه و پادشاه كن آنگاه عزلت گزين ! كىلهراسپ را بر سر ايشان پادشاه كرد ، و او را بر تخت نشاند و نگين به دو سپرد و خود عزلت گزيد . كى لهراسپ پادشاه بزرگ و جبار بود ، و رسم ديوان مشاهرهء حشم او نهاد و خود را تختى از زر بساخت ، و بجواهر نفيس آن را مرصع كرد ، و در خراسان شهر بلخ بساخت و به بلخ آمد ، و آن را مدينة الحسنا نام نهاد و دار الملك آنجا ساخت و ملوك روم و هند او را منقاد شدند ، و با خلق روزگار نيكو كرد ، و سرا پرده و خرگاه آئين نهاد ، و سنحاريب [ ( 3 ) ] ملك را لشكر كشى داد و اين سنحاريب ملك موصل و بابل بود قصد شام كرد ، كه ملك شام پاى شكسته بود ، تا ملك شام را بگيرد . منجمان و عالمان او را منع كردند بخت نصر سپهسالار او بود ، او را منع كرد ، گفت ايشان نشنود ، اشعيا پيغامبر در ميان شاميان بود دعا كرد ، لشكر سنحاريب همه هلاك شدند . سنحاريب با بخت نصر گرفتار شدند ، و خلاص يافتند . صد و بيست سال از ملك لهراسپ بگذشت ، گشتاسپ كه پسر او بود بفرمان پدر بر تخت نشست و لهراسپ بعبادت مشغول شد ، تا آنگاه كه ارجاسپ او را بكشت . الخامس گشتاسپ بن لهراسپ . ببلخ بر تخت نشست و كارها بر جادهء عقل كرد و عدل . زرتشت
--> [ ( 1 ) ] كذا . طبرى ( 1 : 280 ) : لهراسپ بن كيوجى بن كيمنوش بن كيفاشين . آثار البيرونى ( ص 104 ) : لهراسپ بن كيوجى بن كيمنس بن كى قباد . مروج مسعودى ( 1 : 141 ) لهراسپ بن قنوج بن كيمس بن كيناسسر بن كيناسه بن كيقباد . [ ( 3 ) ] اصل : سجاريت ، شجاريب . طورى كه در شرح حال دانيال ( ع ) گذشت ، مطابق به ضبط طبرى و ديگران سنحاريب درست است . راورتى : سنجاريب .