منهاج سراج
145
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
در عهد او دعوى پيغامبرى كرد ، و گشتاسپ دين او قبول كرد ، و آتشكدها بنا نهاد ، و زرتشت كتابى آورده بود ، ژند پاژند نام ، آن كتاب را بزر بر دوازده هزار پوست بنوشت ، و او را پسرى آمد شايسته اسپنديار نام ، او را به چين فرستاد ، تا چين بگرفت و باز آمد ، و از پدر ملك و تخت بخواست . پدر او را گفت : كه رستم بى فرمان شده است ، او را بسته بيار ، تا تخت ترا دهم . اسپنديار به سيستان آمد ، بر دست رستم كشته شد . گشتاسپ بخت نصر و سنحاريب را در دار الملك بابل نشاند ، و تمام زمين شام و يمن و مغرب او را داد و او به بيت المقدس آمد ، و اهل بيت المقدس و شام را ملكى بود از فرزندان داود النبى عليه السّلام با بخت نصر صلح كرد ، و شحنه در ميان ايشان بگذاشت و بخت نصر به زمين مغرب آمد ، بنى اسرائيل آن ملك خود را بگرفتند و شحنهء بخت نصر را بكشتند بخت نصر باز آمد ، و بيت المقدس را بگرفت و خراب كرد و اللّه الباقى و الدائم و اليه مرجع الامور . السادس بهمن بهمن بن اسپنديار پادشاه عادل بود ، و شرق و غرب در تصرف او آمد ، خداىپرست بود ، و در نامها و مثالها كه به اطراف فرستاد ، بر سر مكتوب نوشتى بهمن [ ( 1 ) ] عبد اللّه و خادم اللّه . و رسولى بشام فرستاد ، نزديك بنى اسرائيل رسول او را بكشتند . بكرت دوم بخت نصر را فرستاد ، تا بيت المقدس خراب كرد ، بنى اسرائيل را برده كرد ، و مملكت را تا مشرق و مغرب رسيد ، و لشكر بسيستان برد و كين پدر بازخواست و زال زر را بكشت ، و خزاين رستم را برداشت ، و از بنى اسرائيل زنى خواست ، او را از آن زن پسرى آمد بنى اسرائيل را آزاد كرد . پس دختر خود هماى چهرآزاد [ ( 2 ) ] را بزنى كرد ، و اين هماى از پدر خود بار گرفت . و چون از حمل او هشت ماه بگذشت ، بهمن از
--> [ ( 1 ) ] اصل : بس عبد اللّه . پ : من عبد اللّه [ ( 2 ) ] طبرى ( 2 : 3 ) خمانى تلقب به شهر آزاد ، مجمل ص 30 : هماى چهرزاد . اين نام در پهلوى چيهراچات بود كه فردوسى چهرزاد آورده . مسعودى در مروج ( 1 : 141 ) حماى مينويسد .