منهاج سراج

140

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

بگذشت ، افراسياب بيرون آمد از فرزندان تورين افريدون و بكينهء پدر طلبيدن از جيحون بگذشت ، و مملكت بر منوچهر مشوش كرد ، و تختگاه بلخ را ساخت و خراسان و عراق بگرفت ، و منوچهر چند بار با او مصاف كرد شكسته شد ، و در شهر آمل و مازندران كه طبرستان گويند حصارى شد ، و در آن مدت از كثرت نعمت آن شهر به هيچ چيز محتاج نگشت ، و سام نريمان جد رستم از زاولستان [ ( 1 ) ] و هندوستان بيامد و لشكر آورد به منوچهر پيوست ، و با افراسياب ترك مصافها كردند ، تا كار به صلح مقرر شد ، بران قرار كه از طبرستان يك تير پرتاب ، افراسياب بمنوچهر بگذارد . آرش [ ( 2 ) ] كه در عجم بلند كمان ترازو نبود ، بر سر كوه آمل برآمد ، و در پيكان طلسمى تعبيه كرد ، و تير بجانب خراسان بينداخت تا آب جيحون برفت . يك روايت آنست : كه آرش همانجا بمرد ، و اصح آنست كه او را امير جمله تير اندازان گردانيد ، و ميان ايران و توران آب جيحون شد ، و افراسياب بازگشت و ملك منوچهر صد و بيست سال بود . و السلام ( على ) اهل الاسلام . الحادى عشر افراسياب الترك در نسب او دو روايت است : يك روايت آنست : كه افراسياب بن بشنك بن داوشم بن تور بن افريدون . و بروايت ديگر : افراسياب بن بشخ بن رستم بن ترك [ ( 3 ) ] و اين شخص آن بود : كه جمله نسبت تركان به دو كنند ، و او از فرزندان يافث بن نوح بود ، با منوچهر عهد كرد و بازگشت ، بار ديگر عهد بشكست و از جيحون بگذشت و عراق و خراسان بگرفت و جمله خراب كرد ، و آن روز كه مملكت ايران بگرفت ، با لشكر خود گفت : كه تمام خلق ايران را مىبايد كشت ، تا خلق ديگر بر عادت ما ، درين زمين در رسند ، جمله چشمه‌سارهاء جبال غور كه آن بخراسان

--> [ ( 1 ) ] اصل : زاوبلستان [ ( 2 ) ] طبرى ( 1 : 195 ) نام اين تيرانداز ارشسياطير بود ، كه گاهى به صورت مخفف ( ايرش ) هم ناميده ميشد [ ( 3 ) ] كذا . طبرى ( 1 : 195 ) : فراسياب بن فشنج بن رستم بن ترك بن شهراسب و يقال : ابن ارشسب بن طوج بن افريدون . آثار البيرونى : فراسياب بن بشنك بن اينت بن ريشمين بن ترك بن زين اسب بن ارشسب بن طوج ، ابن خلدون ( 2 : 157 ) افراسياب بن اشك بن رستم بن ترك . مسعودى ( 1 - 157 ) : فراسياب بن اطوج بن ياسر بن رامى بن آرس بن بورك بن ساساسب بن زسست بن نوح بن سرور بن اطوج بن افريدون .