منهاج سراج
134
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
وحوش و ددگان پوشيدنى و جامه ساخت ، و مويهاء سمور و سنجاب و قندز [ ( 1 ) ] و غير آن بفرمود تا بپيراستند ، و سگان را شكار آموخت ، و گوشت جانوران [ ( 2 ) ] را بفرمود تا آنچه پاك بود بخورند ، و پيشهها چون درودگرى و رازى [ ( 3 ) ] و آهنگرى خلق را تعليم كرد ، و مساجدها [ ( 4 ) ] بنا كرد ، و خلق را از آتشپرستى منع و زجر كرد و عبادت حق تعالى بفرمود . و بروايت تاريخ طبرى ، او بر دين مهتر آدم و شيث بود و مدت ملك او بروايتى چهار صد ، و بروايتى يك هزار و چهار صد ، و بروايتى چهل سال بود . چون او از دنيا برفت ، صاحب تاريخ مقدسى چنين مىآرد : كه بعد ازو جهان سيصد سال ، هيچ پادشاه نبود ، تا طهمورث [ ( 5 ) ] پيدا شد . الثالث طهمورث طهمورث [ ( 5 ) ] بن ويونكهان بن ايتكمد [ ( 6 ) ] بن هوشنگ . و او پادشاه خداپرست بود ، و عادل و رعيتپرور ، و بر دين ادريس بود عليه السّلام . و بروايت مقدسى در عهد پادشاهى او ، مردى در زمين هندوستان ظاهر شد ، و خلق را بدين صابئان دعوت كرد ، نام او بوداسفر [ ( 7 ) ] ، و طهمورث دين او قبول كرد ، و در ميان خلق انصاف نگاه داشت ، و حق تعالى او را قوتى داد ، كه شياطين را از آبادانيها و ميان خلق بيرون كرد ، تا به كوهها و جزيرها ، و درياها و بيابانها آرام گرفتند ، و طهمورث جانوران را از دشت بياورد و مسخر كرد و پالان بر نهاد ، و اسپ را بگرفت ، و در قيد در آورد ، و سگانرا برمههاى گوسفندان فرستاد ، و باز و چرغ را بگرفت و شكار آموخت ، و به روايتى ابليس را بگرفت و لگام بر سرش كرد و بر نشست ، و هر كه او را مخالفت نمود
--> [ ( 1 ) ] بر وزن بلبل ، سگ آبى [ ( 2 ) ] بعد از جانوران يك كلمه خوانده نميشود شايد وحشى باشد [ ( 3 ) ] درودگرى نجاريست ، راز بمعنى رنگ و لونست و رازيدن رنگ كردن ، پس رازى رنگريز باشد و كلمه راز تاكنون در زبان پشتو بمعنى رنگ و طور زنده است ( ر : 8 ) [ ( 4 ) ] كذا . اين گونه جموع در ادب قديم پارسى به نظر مىآيد [ ( 5 ) ] اصل طمهورث . راورتى : طهمورث ديوبند [ ( 6 ) ] كذا في الاصل مروج ( 1 : 138 ) طخمورث بن انو جهان بن استحد بن هوشنج . بيرونى : طهمورث بن ويجهان بن اينكهذا بن اوشهنگ مجمل : طهمورث بن ابو ركهد بن هو ركهد بن اسكهد بن اوشنج . ابن خلدون ( 2 : 155 ) ابن انو جهان بن انكهد بن اسكهد بن اوشهنك . گزيده : طهمورث بن هوشنگ بن سيامك بن كيومرث . [ ( 7 ) ] ر : 9 .