محمد حسن خان اعتماد السلطنه

72

صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى )

خان در اصفهان نماند و به طرف شيراز حركت كند ، او نيز هنوز اردوى همايونى و قشون سلطانى به اصفهان نرسيده بود كه راه شيراز گرفت و برفت و مآل كار او در منتظم ناصرى در ضمن وقايع همين سال هزار و دويست و دو ضبط است ، هركس خواهد رجوع به آن كند تا بقيهء قضيه را مستحضر شود . توقف اين سفر جعفر خان زند به - اصفهان بيشتر از بيست روز كشيد كه رو بشيراز رفت و مقصود از نگارش اين قضيه اين بود كه درين سفر چون به اصفهان درآمد ، بنا گذاشت كه هواخواهان و مباشرين حكام دولت قاجاريه را اذيت نمايد ، در اين چند سال به واسطهء تاخت‌وتاز جنود عراق و فارس به يكديگر و تغيير و تبديل حكام طرفين به اصفهان ، جنس ترقى داشت و حاجى محمد حسين خان درين سنين مباشر شهر و تحويلدار جنسى بوده است و به اين جهة او را صاحب مايه و مال مىدانستند و او را هم محتكر بر « 1 » و هم محتكر بر « 2 » مىپنداشتند از او نزد جعفر خان سعايت كردند ، او را محبوس داشت و خواست اذيت و آزارش نمايد وى قرار داد كه به دادن جريمه خلاصى جويد . از او پنجاه هزار تومان جريمه طلب كردند او ناچار قبول كرد ، با آنكه چندان در خود قوه اين كار نمىديد قرار گذاشت كه در عرض مدت پنجاه روز اين تنخواه را بدهد و روزى هزار تومان بپردازد و دل به اميد الهى بسته و منتظر فرج شد . تا پنج شش روز روزى هزار تومان مىداد و هر روز براى مأمور اين كار صد تومان خدمتانه منظور مىكرد ، درين اثنا خبر حركت شاه - شهيد و آمدن قشون به سمع جعفر خان زند رسيد ، خود بناى فرار را گذاشت و به طرف شيراز روان شد و محمد حسين خان را بدست سوارى دادند كه او را به طرف شيراز ببرد كه يا او را بواسطهء ناخدمتى سابق بقصاص رسانند يا از او تنخواه قراردادى را وصول نمايند ، جعفر خان برفت و محمد حسين خان را مباشر و تحويلدار جنسى به ترك اسب خود نشانيده و كمر او را با كمر خود بشالى بسته به طرف شيراز روان شدند . بيچاره محمد حسين خان با چشم گريان و دل بريان و درد فراغ از عيال و اطفال به ترك سوار بوده مىرفت و مآل كار را نمىدانست . چون به نزديك پل خواجو رسيد ، محمد حسين خان بدل گذرانيد كه اگر از اين بليه نجات يافتم ، خرابىهاى اين پل را

--> ( 1 ) - بر ، به كسر با به معنى احسان و نيكوئى . ( 2 ) - بر ، به ضم با به معنى گندم ( حرف ر تشديد دارد )