محمد حسن خان اعتماد السلطنه

71

صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى )

و تحويلدارى جنسى را به او رجوع نمود و منافع بسيار برد و عمدهء ثروت حاجى محمد حسين خان و پدر او در همان تحويلدارى جنسى بوده است كه در زمان زنديه داشته است . در آن زمان كه شاه شهيد آقا محمد خان در طهران بوده است بقيهء سلسلهء زنديه به اصفهان علم سرورى مىافراشتند و گاهى مغلوب مىشده‌اند و خطهء اصفهان محل اجتماع و ازدحام لشكر فريقين مىشده به اين جهة جنس اصفهان قيمت پيدا كرد و زمان احتكار غله بود ، حاجى محمد حسين خان در تسعير جنس مال زيادى به دست آورد و همين فقره باعث زيادتى احتشام و نفوذ او شد و چون كرم و بذلى هم داشت ، توجه نفوس به طرف او شد رفته‌رفته بيگلربيگى اصفهان شد . چندى از اواخر عهد آقا محمد شاه و اوايل سلطنت خاقان مغفور فتحعلى شاه طاب ثراه در اين كار باقى بود و در عهد خاقان مغفور فتحعلى شاه طاب ثراه به طوريكه شرح آن مرقوم خواهد شد به حكومت اصفهان نائل آمد . در سنهء هزار و دويست و دو ، مجددا جعفر خان زند تهيهء سپاه كرده از شيراز به - طرف اصفهان آمد كه آنجا را تسخير كند و ايندفعهء سيم او بود كه به اصفهان آمده بود ، چون در اين سنه روان شد ، قبل از ورود خود محمد خان زند را به تسخير قمشه فرستاد ، اهالى قمشه به مدافعه پرداختند و منهزم شدند . على قلى خان از جانب برادر والاگهر خود آقا محمد شاه شهيد با دو سه هزار كس به محافظت اصفهان مأموريت و توقف داشتند و ساخلو مىشدند ، چون آمدن جعفر خان را شنيدند و به مبارزت مأمور نبودند ، لهذا از اصفهان به دار المؤمنين كاشان آمدند كه حقايق حال را به عرض سرير ، گردون مسير ، اعليحضرت شاه شهيد برسانند ، جعفر خان زند هم چون خبر رفتن على قلى خان را شنيد بعد از دو روز بدون تشويش خاطر وارد شهر اصفهان شد و باز سرورى خود را اعلام كرد ، چون اين خبر بعرض شاه شهيد رسيد فورا بدون درنگ با سپاهى جرار از طهران عزيمت اصفهان فرمودند ، در عرض راه باز سپاهيان اطراف به اردوى همايونى ملحق شدند . چون خبر حركت شاه شهيد از طهران به سمع جعفر خان زند رسيد و دو دفعه تجربه كرده بود كه تاب مقاومت نخواهد داشت ، لهذا خاصان خويش را خواسته ، آنها چنان صلاح ديدند كه جعفر -