محمد حسن خان اعتماد السلطنه
65
صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى )
در سنهء هزار و دويست و سى ، رشيد خان درانى از جانب حاجى فيروز والى هرات وارد طهران شد و استدعاى حاجى فيروز را به عرض همايونى رسانيد كه از طرف شهريار ، لشكرى به اعانت حاجى فيروز براى دفع شاه محمود قندهارى روانهء هرات شود ، اعليحضرت فرمودند كه يك چندى رشيد خان در سراى صدر اعظم منزل كند تا به او جواب داده شود . در سنهء هزار و دويست و سى و دو كه بين دولت روسيه و عثمانى اختلافى پيدا شد از جانب الكسندر پاوليچ پادشاه دولت روسيه يرملوف سردار قفقاز و حاجى ترخان و گرجستان ، مأمور به سفارت ايران شد و اين سفير به قدرى متشخص و با - شهامت و فخامت و مناعت و متكبر و صاحب بطش و طيش بود كه نهايت نداشت و با هيئتى باشكوه و جمعيتى انبوه وارد ايران شد و موكب همايونى در سلطانيه بود و اين سفير بىنظير به سراپردهء ميرزا شفيع صدر اعظم وارد شد ، روز ديگر به - شرفيابى حضور خسروانه عزم كردند ، نايب ميرآخور اصطبل خاصه كه از براى او اسب برد ، آن سفير با آنهمه جبروت فوق العاده ركاب اسب را محض احترام شاهانه بوسيد و سوار شد و پس از چندين بار تعظيم و كلاه برداشتن به حضور آمد او را اذن جلوس دادند ، محض اطاعت امر نشست و فورا ادب كرده برخاست ، مكتوب سلطان روس را درآورد ، ميرزا شفيع صدر اعظم نامه را از دست او گرفته تقديم حضور سلطانى نمود و هداياى امپراطور روسيه را به حضور خاقانى جلوه داد ، شرح آن هدايا در تواريخ ثبت است ، از جمله هدايا نيز افسرى زرين ، مكلل به جواهر آبدار كه نشان صدارت بود ، از جانب امپراطور به ميرزا شفيع صدر اعظم داد و اين كار از براى شوكت ايران و افتخار صدارت در آن زمان كه اين گونه كارها متداول نبود نهايت امتياز را داشت ، بعد سفير مذكور مقاصد دولت متبوعهء خود را اظهار داشت . يكى از آن مطالب آن بود كه ما را با دولت عثمانى بناى مخالفت است و چون با دولت ايران مواحدت داريم ما را امداد كنيد و اگر به ما معاونت نكنيد ، از آنطرف هم ، معاونت ننمائيد . غير از اين مقصد چند فقره ديگر سفير روس تبليغ كرد ، جواب مطالب او به توسط ميرزا شفيع صدر اعظم به طورى داده شده است كه بيان در شرح خوبى آن قاصر و عاجز است ، نهايت پلتيك به كار رفته است ، در صورتى كه