محمد حسن خان اعتماد السلطنه

59

صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى )

ناپلئون پادشاه بزرگ فرانسه به سفارت ايران آمد و هفتاد نفر از اهل حرفت و صنعت و معلمين نظام و مهندسين با خود داشت و عهدنامهء ممهور و هداياى نفيسه همراه داشت ، در اواسط شوال وارد طهران شده ، در سراى ميرزا محمد شفيع صدر اعظم او را منزل دادند . يكى از مقالات عهدنامهء ناپلئون اين بود كه هر وقت مقتضى باشد به طريق جنگ يا صلح اظهار كنيد ، كه روسيه را از قراباغ و تفليس رفع و دفع كنم ، همه ساله معلمين نظام و آلات حرب خواهم فرستاد و هر وقت ضرورت باشد ، به اذن سلطان ايران هر قدر سپاه بخواهند خواهم فرستاد ، مشروط بر اينكه پادشاه ايران با انگليس ترك موافقت كند و بعد از رفع و اخراج روسيه از سرحدات آذربايجان قشون و سپاه فرانسه را راه دهند كه از خراسان بر سر هندوستان بروند . چون در اين ايام اولياى دولت انگليس در امداد و معاونت ايران موافقت نداشتند از تقويت مضايقه مىكردند ، لهذا پادشاه جمجاه ، خاقان مغفور فتحعلى شاه اين شرايط مواحدت را قبول فرمودند و عهدنامه را به مهر امين الدولهء اصفهانى مرقوم و مختوم نمودند « 1 » . در سنهء هزار و دويست و بيست و چهار كه آقا ميرزا محمد شفيع صدارت عظمى داشت ميرزا بزرگ فراهانى « 2 » يعنى ابو الحسن ميرزا ، عيسى بن الحسن الحسينى كه پدر

--> ( 1 ) - به كتاب ( شرح مأموريت آجودانباشى ) مراجعه شود . ( 2 ) - ميرزا بزرگ ، قائم مقام اول ، رضا قلى خان هدايت در روضة الصفا « ج . دهم ص 116 چاپ خيام » مىنويسد ؛ « اكفى الكفات ميرزا عيسى المشهور به ميرزا بزرگ فراهانى رحمه اللّه از انجاب سادات حسينى و فرزند ميرزا حسن ، برادر ميرزا حسين متخلص به وفاى فراهانى ، وزير دولت زنديه است كه سالها در خدمت عم اكرم نايب الوزاره بودى . پس از انقراض آن دولت به دربار خان شهيد ( منظور آقا محمد خان قاجار است ) رسيد و به خدمتگذارى اشتغال ورزيد در روزگار دولت خاقان ( منظور فتحعلى شاه است ) كه نواب شاهزاده معظم نايب السلطنه ، عباس ميرزا ، وليعهد خلافت كبرى گرديد او نيز قائم مقام صدارت عظمى شد و به آذربايجان رفت و در آن ولايت نظمى نهاد كه ما فوق آن متصورنه و نظامى قرار داد كه منظم‌تر از آن در ايران سپاهى آراسته نگرديده . مانند بعضى وزرا رشوه‌گير و عشوه‌پذير نبودى و انجام كار خلايق را به جهت صلاح دوست و رضاى خالق مىنمودى ، هر شبى صفى در خدمتش بار داشته و كار مىگذرانيدند و احدى بيموقع به محفلش نرفتى و سخنى بيوقت در حضرتش نگفتى ، اگر فرضا امرى واقع شدى كه بعرض آن تعجيل بودى فورا بدان پرداختى و عارض را روانه ساختى . در تمام ايام هفته امراى دربار -