محمد حسن خان اعتماد السلطنه

48

صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى )

به امور صدارتى خارج ساخت و او به كارهاى ديگر دولتى پرداخت و از تقرب و عظم او چيزى كاسته نمىشد . « مادهء تاريخ اين سنه كه سال جلوس بوده لفظ « بابا » است كه چون او را به حرف مقطعه به اين شكل ب ا ب ا نويسند و عدد ابجدى حروف بابا را ( 102 ، 1020 ) در زير آن بنگارند و به ترتيب بخوانند هزار و دويست و دوازده مىشود . چون آقا محمد شاه بزرگ به خاقان مغفور ( بابا خان ) مىفرمودند لهذا مرحوم شاهزاده معتمد الدوله فرهاد ميرزا « 1 » در مادهء تاريخ ايشان اين تصرف را كرده‌اند و لفظ بابا را موضوع تاريخ قرار داده‌اند .

--> ( 1 ) - فرهاد ميرزا معتمد الدوله ، فرهاد ميرزا پسر پانزدهم عباس ميرزا نايب السلطنه وليعهد فتحعليشاه قاجار است كه در جمادى الاول سال 1233 هجرى قمرى متولد شده و از شاهزادگان فاضل و دانشمند قاجاريه بوده است . از اوايل دولت محمد شاه همواره به خدمات بزرگ ممتاز بود و در جنگ هرات از طرف شاه در پاىتخت نايب السلطنه گرديد ( بسال 1254 قمرى مطابق 1838 ميلادى ) و چون پس از مراجعت از خراسان كه در محاصره و فتح هرات بعللى كه در كتاب‌هاى تاريخ نوشته شده توفيق نيافت خطابهء تنظيم نمود كه بسيار مهم بود و اشكالات سياسى زمان را روشن مىساخت كه متن آن در كتاب‌ها درج است و آن خطابه را در مسجد شاه بنام شاهزاده فرهاد ميرزا خواند كه به اين مضمون شروع مىشد ( نور چشم مكرم نامدار فرهاد ميرزا ) بايد دانست كه قبلا فرهاد ميرزا در سال 1250 به حكمرانى خوزستان منصوب شده و با نهايت قدرت و لياقت در آنجا حكومت مىنمود و پس از مراجعت محمد شاه از سفر هرات به سمت حكمرانى فارس انتخاب گرديد و توانست آرامش را در آن منطقه برقرار سازد و قلاع طوس و نوذر را در محال ممسنى فتح كرده و ويران ساخت و پس از برقرارى امنيت به شيراز برگشت . لياقت و كاردانى فرهاد ميرزا همواره طرف حسادت شاهزادگان و نزديكان شاه و مخصوصا حاج ميرزا آقاسى صدر اعظم قرار گرفت و پس از فوت محمد شاه طورى عرصه را بر وى تنگ گرفتند كه از سال 1264 تا 1276 براى حفظ جان خود دوبار به سفارت انگليس پناهنده شد . پس از اينكه از طرف صدر اعظم وقت ميرزا آقا خان نورى دربارهء اينكه نسبت به جان فرهاد ميرزا سوءقصدى نخواهد شد تأمين لازم به سفارت انگليس داده شد ، به طالقان رفته و در آنجا سكنى گزيد و به موجب اسنادى كه در وزارت امور خارجه ايران موجود مىباشد به عللى كه ظاهرا يكى از آنها وضع سختى معيشت وى و زندگى در طالقان بود ، از حضور ناصر الدين شاه استدعا كرد -