محمد حسن خان اعتماد السلطنه

142

صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى )

است . در اين صورت هركس از مقام بشريت خود تجاوز كند ، به مكافات خواهد رسيد . با اين همه مطالب كه گفتيم و با اين جسارتها كه از قائم مقام ذكر شده است اما انصاف را نميتوان از دست داد كه او لسانا جسارت كرده ، ولى هيچوقت خيانت به دولت نداشت و از ابتدا تا انتها ، شاهنشاه غازى را در سلطنت سزاوار ديد ديگران را اعتنا نميكرد . چنانچه روزى مرحوم ميرزا جعفر وقايع‌نگار ، در محضر مرحوم ميرزا على ، پسر مرحوم قائم مقام از زبان پدر خود مرحوم ميرزا صادق وقايع‌نگار به مناسبتى حكايت كرد ، كه در اوانى كه مرحوم قائم مقام در بسط بساط ولايت عهد شاهنشاه غازى و تمهيد مقدمات آن اشتغال داشت ، يكى از صديقانش او را مخاطب كرده گفت ، كه همانا بر اين جهد و اهتمام در انجام اين مهم جز سوء خاتمت و بدى عاقبت براى شما نتيجهء نمىبينم . چه ، خاطر مبارك را نسبت به شما صافى و قلب اقدس را بوجود شما ساده نمىدانم . جواب دادند : « بلى خوب فهميدهء همين است و جز اين نيست و صريحا مىگويم و مىدانم كه هستى من در كف او است ، ليكن تكاليف نوكرى و حقوق چاكرى مرحوم وليعهد طاب ثراه ، مجبورم كرده است كه تا جان دارم بكوشم و از نام نيك ديده نپوشم . » انتهى « 1 »

--> ( 1 ) - مرحوم « عباس اقبال آشتيانى » نظريهء عجيبى دربارهء شخصيت قائم مقام ذكر مىكند : « . . . ميرزا ابو القاسم قائم مقام بايستى تدبيرى براى اصلاح وضع پريشان مالى پس از بغارت رفتن خزانهء مخصوص فتحعلى شاه ، بينديشد و راهى براى تهيهء پول جهت گردانيدن چرخهاى كار باز كند ، ليكن بدبختانه ميرزا ابو القاسم قائم مقام مرد اين ميدان نبود ، چه او با وجود كمال زيركى و هوشيارى و هنرمندى و سحر در انشاء و بلاغت ، آن كفايت مملكت‌دارى و پاك‌دامنى سياسى را كه مردم قبلا در مربى و پدربزرگوار او ميرزا بزرگ قائم مقام ديده بودند ، نداشت . چه او با اين همه علم و كمال ، مردى بود دسيسه‌كار و توطئه‌ساز و طماع و پول‌پرست و قسى القلب . اكثر عايدات آذربايجان به جيب او فرو مىرفت و با اين حال در رساندن حق سربازان و شاهزادگان حتى شاه نيز كار را به مسامحه و سخت‌گيرى مىگذراند . . . » ص 180 ، كتاب ميرزا تقى خان اميركبير ، چاپ دانشگاه تهران . مرحوم اقبال ، در قبال چنين اتهاماتى كه حتى دشمنان داخلى و خارجى و شاهزادگان و مفت - خوارانى كه جيرهء آنها قطع شده بود تفوه به اين قبيل تهمت‌هاى ناروا خوددارى داشته‌اند ، سندى ابراز ننموده است ، با مراجعه به كتب و اسناد متعدد نيز در هيچ جائى ديده نشد .