محمد حسن خان اعتماد السلطنه

143

صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى )

قائم مقام ، خيلى ميل داشت كه در عالم وزارت خود نوعى مختار باشد كه سلطان ، بىرضاى او به كسى كارى ندهد و عطائى ننمايد . اين سودا او را به مذلت انداخت و روزگارش را تباه ساخت ، اما پدر او ميرزا عيسى قائم مقام ، سلامت نفس و اعتدال مزاجى داشت كه اگر به صدارت ميرسيد تا آخر عمر بسلامت زندگانى مىكرد ولى دورهء آنزمان به او فرصت نداد كه او هم به قسمت خود نائل شود . قائم مقام ، بصدر اعظم مخاطب نشد و قائم مقام معنى صدارت را نميدهد ، بلكه قائم مقام مثل نايب الصدر است ، كه هر وقت صدر برخيزد بايد او در مسند صدارت قيام نمايد ، ولى با اينكه لقب صدر اعظمى نداشت ، از ساير صدور با لقب مقتدرتر بود و زمام مهام امور و سررشتهء رتق‌وفتق جمهور به دست او بود و اين اقتدار باعث زيادتى خودپسندى او شد كه با احدى غذا نميخورد . وقتى مخصوصا شاهنشاه غازى طاب ثراه ، خواجهء سياهى را كه قباحت منظر و وقاحت حنجر داشت به بهانهء نزد قائم مقام فرستادند كه در سر ناهار او حاضر و پيغام مخصوص محرمانه را تبليغ نمايد ، آن خواجهء سياه به امر شاهنشاه به مجلس خاص قائم مقام درآمد و در سر غذا نشست چون محترم بود ، ناچار به خوردن غذا مشغول شد و در وسط غذا خوردن ، آن سياه به قائم مقام گفت : « شما چرا آنقدر بد غذا مىخوريد دل مرا بهم زديد . » اين بگفت و از مجلس بيرون شد ، ولى قائم مقام نتوانست كه او را در آن مقام كه رسول شاه بود ، اذيتى رساند از كيفر او صرف‌نظر نمود و كار را بوقت ديگر موكول داشت . قائم مقام ، اول كسى است كه طرز انشاء قديم را تغيير داده ، به طرز اختصار و به لسان قوم نامه‌نگارى كرد و آن الفاظ غير مأنوسه و جملات معترضه و كلمات مترادفه و بيانات متعلقه را از ميان برد « 1 » . عبارت‌سازى و انشاءپردازى خيلى خوب است اما در تصنيف و تأليف بايد نگارشته شود ، در مقام احكام‌نگارى و نوشتجات دولتى كه مقصود از انجام امور است ، همان الفاظ مختصره و كلمات سليسه و عبارات مأنوسه

--> ( 1 ) - منشآت قائم مقام چند بار به چاپ رسيده و بهترين چاپ‌ها در طهران ، به سال 1337 شمسى به اهتمام « جهانگير قائم مقامى » با حروف سربى به چاپ رسيده است .