محمد حسن خان اعتماد السلطنه

130

صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى )

ثراه را داشت و خود را در اين اوقات خال « 1 » شاهنشاه غازى محمد شاه مىدانست ، اين هنگام مىپنداشت كه بىذلت طمع و طلب ، بدين منصب دست خواهد يافت ،

--> و همشيرهء اللهيار خان را هم خود به زنى گرفت . عباس ميرزا نايب السلطنه و چند فرزند ديگر فتحعليشاه از بطن همين دختر محمد خان بيگلربيگى بود . در سال 1240 قمرى ، هنگامى كه عبد اللّه خان امين - الدوله صدر اعظم اصفهانى مورد غضب واقع و معزول شد ، اللهيار خان از طرف فتحعلى شاه به سمت وزارت اعظم تعيين و به آصف الدوله ملقب شد . چندى بعد به تهمت قصور و تقصير در امور جنگهاى ايران و روس بر كنار شد ، وى متهم بود كه به تحريك انگليس‌ها به كارشكنى و اخلال در ( امور اردوكشى و كمك به عباس ميرزا ) پرداخته و در هنگام جنگ به ظاهر از يك طرف در عقد قرارداد صلح با روسها اصرار مىكرد ، اما در باطن به آتش جنگ دامن مىزد . چنان كه برهم زدن مجلس مذاكرات صلح دهخوارقان را به او نسبت مىدهند . فتحعلى شاه پس از رسيدگى به كار وى در طهران ، دستور داد در ارك به پاى او در ملاءعام چوب بزنند و اولين چوب را هم عباس ميرزا زد . در علت تحريكات آصف الدوله ، گفته شده است گذشته از سابقهء دشمنى بين اجداد او ( قاجار دولو ) و اجداد فتحعلى شاه ( قاجار قوانلو ) آصف الدوله خود داعيهء سلطنت داشت و بعد از عقد عهدنامهء تركمان‌چاى و تثبيت سلطنت در خانوادهء عباس ميرزا مىخواست با اتكاء به انگليس‌ها يعنى رقيب روس‌ها ، موجبات بدنامى و بركنارى عباس ميرزا را فراهم سازد . در دورهء سلطنت محمد شاه ، كه خواهرزادهء وى بود به اشارت قائم مقام حكومت خراسان يافت و به اتفاق پسر خود محمد حسن خان سالار به آن حدود رفت . پس از كشته شدن قائم مقام ، وى بىرخصتى خراسان را گذاشته ، به طمع صدارت به طهران آمد ، اما بىنتيجه به خراسان بازگشت . هنگام توجه محمد شاه به هرات نيز وى در دفع افغان و ازبك اهتمام بسيار نمود . در سال 1262 ق . مقارن شروع خيالات پسرش « سالار » ، كه داعيهء سلطنت و استقلال بهم رسانيده بود ، وى خراسان را گذاشته با اموال و نقدينه و جواهر به طهران آمد و پسر ديگر خود « محمد خان بيگلربيگى » را به نيابت خويش به مشهد فرستاد و چون فتنهء سالار آشكار شد ، راه مكه پيش گرفت ، و باتفاق خواهر خود كه مادر محمد شاه بود ، به سفر حج رفت و در بازگشت ، مادر محمد شاه را به طهران فرستاد ، اما خود او به حكم دولت ، در عتبات اقامت نمود . بعد از قتل سالار ، نيز امير كبير او را اجازهء بازگشت به طهران نداد ، كلنل شيل وزير مختار انگليس در ايران ، كه دربارهء پسرش سالار نزد امير كبير شفاعت كرده بود ، در مورد اللهيار خان نيز به وساطت پرداخت ، اما نتيجه نگرفت . اللهيار خان بطوريكه در بالا نوشته شد ، مريم خانم دختر فتحعلى شاه را گرفت و پسران او از جانب مادر ، نوادگان فتحعلى شاه محسوب مىشدند . ( براى اطلاع بيشتر از شرح حال اللهيار خان آصف الدوله رجوع شود به كتاب « ميرزا تقى خان امير كبير » تأليف شادروان عباس اقبال آشتيانى و هم‌چنين مقالات بسيار شيواى آقاى حسين سعادت نورى در مجلهء « يغما » شماره‌هاى 172 و 173 . ) ( 1 ) - خال به معنى دائى است .