محمد حسن خان اعتماد السلطنه
131
صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى )
از آن طرف ميرزا ابو القاسم كه متصدى امر وزارت بود ، او را از آرزوى خود دفع همى داد ، صلاح چنان دانست كه آصف الدوله به موجب فرمان به ايالت فارس برود تا طاغيان ملك را دفع دهد . براى انجام اين كار نزد آصف الدوله آمد و چنان وانمود كه دولت به وجود تو محتاج است ، در ايالت فارس هرگونه خواهشى دارى بكن كه پذيرفته است . وى از دولت هيجده يدك مرصع با زين و لجام خواست و صد هزار تومان زر مسكوك براى تهيهء سفر طلب كرد . قائم مقام گفت اينها چيزى نيست گمان كرديم كه تو بيش از اينها خواهى خواست ، صورت مطالب خودتان را فهرست كنيد تا صورت دهم . وى خواهشهاى بىجاى خود را نگاشت و تكليفات فوق العاده نمود قائم مقام به حضرت شاهنشاه غازى آمد ، معروض داشت كه هيچ پادشاهى را مانند آصف الدوله « خالى » نبوده است . امروز بر پادشاه بخشايش آورد و فتوت و گذشت كرد ، زيرا كه نام و تاج و تخت نبرد و آن را طلب نفرمود ولى پائينتر از تاج و تخت از زر و گوهر و اسب و استر و سياه و سفيد و طريف « 1 » و تليد « 2 » هيچ نماند كه آن را نام نبرد و به نام طلب نكند ، فهرست مسئولات او را در پيش پادشاه گذاشت ، آنگاه گفت ، كسى كه لجام چاكرى در دهن دارد اين گونه سخن كند اگر رها شود و قوت و قدرت گيرد چه خواهد انديشيد ؟ اين كلمات در مزاج پادشاه ، آصف الدوله را از محل خويش ساقط ساخت و بر خويش واجب كرد كه هرگز او را وزارت عظمى و صدارت كبرى دست ندهد و از براى آنكه حاضر درگاه نباشد و در امور دولت مداخلت نكند ، او را به ايالت خراسان مأمور فرمودند و به اتفاق پسرش حسنخان سالار روانه آن اراضى شدند . عبد اللّه خان امين الدوله هم كه بعد از فوت پدر خود حاجى محمد حسينخان صدر اعظم در حضرت خاقان مغفور چندى وزارت عظمى داشت و كار صدارت كبرى مىنمودند و در اين زمان به جهت پارهء مطالب خود را به كنار كشيده به هيچوجه
--> ( 1 ) - طريف به معنى مال نو . ( 2 ) - تليد به معنى مال كهنه .