ملا محمد مومن كرمانى

95

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

بودند تا آنجا كه به قول مرحوم وزيرى ، « بلوچ‌ها ، با شمشير ، شتر را به دو نيم مىكردند » « 1 » و به قول ملا محمد مؤمن ، سربازان قزلباش « از ترس بلوچ ، زبانشان بند مىآمد » . « 2 » بنابراين خيلى طبيعى است - كه بعد از سقوط قندهار - كه آخرين و مهمترين سنگر سپاه صفوى است ، ديگر ، تا كرمان هيچ‌كس نتواند عنان‌گير سپاه محمود افغان شود . يزدىها و بلوچ‌ها قصد ما در اين‌جا بيان حوادث شكست نيست ، مقصود ارتباط ميان مؤلف كتاب صحيفة الارشاد و خوانين افشار كرمان است . مرحوم طرب نائينى كه كتابى در تاريخ خوانين يزد دارد - به اسم جامع جعفرى - و به گمان من ، از جهت سبك انشاء و اغراق‌گوئى و معنعن‌نويسى - يك نوع تقليدگونه‌اى از همين صحيفة الارشاد است ، در باب حوادث آن روزها ، و كيفيت كار اسمعيل خان و پسرش شاهرخ خان افشار مىنويسد : در سال يك هزار و يكصد و سى و يك [ 1719 م . ] كه دست طغيان جماعت سيستانى و افغان به احوال كرمانيان باز آمد - به دامن استمداد ميرزا عنايت سلطان [ يزدى ، بافقى ] آويختند ، لاجرم با عدت دويست نفر از متجلدان بافق و بهاباد - كه در حوزه خدمت داشت ، روانه كرمان ، و نخست به دفع كوچك خان سيستانى مصروف [ كرد ] . . . » « 3 » عنايت سلطان بعدا در سيرجان نيز با بلوچ‌ها جنگيده ، بلوچ‌ها خود را به بم مىرسانند ، و « عورات بم را اسير مىنمايند » . در مشورت عمومى ، قرار شد سپاهى به فرماندهى ميرزا فخر الدين احمد به كمك مردم بم برود ، در اين وقت اسمعيل خان افشار ، از همراهى كوتاهى كرد ، و به قول

--> ( 1 ) - نسخه خطى تحرير خالقداد آريا ، ص 38 . ( 2 ) - متن كتاب ، ورق 77 . ( 3 ) - جامع جعفرى ، ص 241 .