ملا محمد مومن كرمانى
96
صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )
طرب نائينى « . . . از شهر فرار ، و به جماعت سيستانى و بمى پيوست . . . » فخر الدين نيز « دست از حمايت اهل كرمان برداشته . . . به صوب بافق كه موطن اصلى و مسقط الرأس ايشان بود معطوف ساخت . » « 1 » زرنگىها زرندىها در همين وقت بود كه « اخبار وحشت آثار عزيمت طايفه . . . افغان به سركردگى محمود ميرويس غليجه از قندهار به جانب كرمان گوشزد مىشد . . . مجددا عنايت سلطان ، ميرزا فخر الدين احمد پسر خود را در ذى قعده 1131 ه / سپتامبر 1719 م . با معدودى دليران بافقى و بهابادى از راه كوبنان روانه دار الامان كرمان ساخت . . . فخر الدين احمد يك سال در كرمان بود ، اسماعيل خان پسر ولى خان افشار ، كه آن روزها به سيرجان رفته بودند - با حركت يزدىها مخالف بود . . . در يك مهمانى ، در كرمان ، فخر الدين احمد كشته شد و بافقىها آن را به حساب اسمعيل خان گذاشتند . ( محرم 1132 ه / نوامبر 1719 م . ) « 2 » خان يزد ، خيال انتقام داشت ، ولى خبر رسيدن محمود به كرمان ، او را از خروج از يزد بازداشت و به تحكيم قلاع خود پرداخت . و اين در همان روزهائى بود كه به قول طرب نائينى ، « چنانچه نكته سنجان كرمان ، تاريخ آن سال را بدين منوال ضبط نموده - مصراع : ذى حجه فغان بود ، و محرّم افغان محمود از كرمان به قندهار بازگشت و سال بعد دوباره به كرمان آمد - و نامهاى به يزد فرستاد كه به او همراهى كنند - و عنايت سلطان نپذيرفت . و هنگام عبور افغان ، آنها را از محمدآباد يزد ، به طرف اصفهان منحرف كرد . در واقع ، هم كرمان و هم يزد ، در مدافعه با محمود ناچار كوتاه آمدهاند - و دليل آن را من در موارد ديگر به تفصيل گفتهام . طرب نائينى عقيده دارد كه اشرف افغان بنى عم خود محمود را به بهانه
--> ( 1 ) - جامع جعفرى ، ص 244 . ( 2 ) - جامع جعفرى ، ص 150 .