ملا محمد مومن كرمانى
423
صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )
در جواب مىگويد كه هرگاه طلب نداشتم نمىآمدم . و رفتهرفته گفتگو و شوخى به جائى مىرسد كه خواجه مىفرمايند كه من به تو چيزى نمىدهم - ببينم چهكار مىتوانى كرد ؟ ضيافت خواجه فريزن او مىگويد كه هرگاه ندهى مرارت خواهى كشيد ، و به اضعاف مضاعف [ a 69 ] خواهم گرفت - و از مجلس خواجه برخاسته بيرون مىرود . و بعد از چند روز خود را به البسه فاخره مقطع نموده ، در كمال صلابت ، به طريق اهل كمال خود را آراسته ، و به دولتخانه عالىشان بهرام بيگ نايب رفته ، عرض نموده بود كه : چون خواجه محمد تقى را تكسّر مزاجى عارض شده بود - خود به خدمت نتوانست آمد - مرا كه برادر اعيانى او مىباشم - به خدمت فرستاده كه عرض كنم كه : چون فصل ميوه و سير باغ و بستان خالى از تكلف نيست ، چنانچه بندگان عالى از راه مخلصنوازى مشار اليه را سرافراز بفرمائيد - عين مرحمت و ذرهپرورى خواهد بود . و در فلان روز وعده ضيافت از ملازمان عالى خواسته . و از آنجا عازم دولتخانه كلانتر و وزير ، و از همگى اعاظم و اكابر و عمال ديوانى و سركردگان ، وعدهء ضيافت در روز موعد گرفته ، و خواجه محمد تقى مطلقا از اين مقدمه ، كماهى ، اطلاع و آگاهى نداشته - قريب به دويست نفر از اعاظم و اعيان را بدون اذن او ، و بنابر ذخيره سابق - طلبيده ، و در عصرى كه فرداى آن روز ، روز موعد ضيافت بوده نيز كس فرستاده ، تمامى ارباب طرب و خواننده و مقلّد - آنچه در شهر مىبود - تمامى را مخبر نموده بود كه چون فردا بندگان عاليشان نايب الشانى و كلانتر و تمامى اعاظم ميهمان خواجه محمد تقى مىباشند ، هريك بايد با اسباب طرب و حبور ، در خانه او حاضر - و در محفل سور ناظر باشند .