ملا محمد مومن كرمانى

424

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

ارباب طرب على الصباح كه خورشيد جهان‌افروز در اين كاخ فيروزه رنگ طرح انبساط افكنده ، قدح زرين به گردش درآورد ، بندگان نايب الشانى ، و كلانتر ، و جميع اعاظم ، بنابر وعده ، عازم دولت‌سراى خواجه محمد تقى ، و چند نفر يساول را به اخبار او فرستاده ، و مومى اليه از استماع اين معنى مستبشر و به تدارك انجام اسباب محفل پرداخته ، منتظر ورود مسعود ، كه ناگاه ملاحظه مىنمايد كه از دروازه شهر آثار صباحت انوار بندگان نايب الشانى و كلانتر و اعاظم و اكابر تماما ظاهر ، و وارد ، و در دولتخانه معزى اليه نزول . و بعد از ورود ايشان ملاحظه مىنمايد كه ارباب طرب و حبور و مقلدين ، به جهت آرايش محفل سرور وارد ، و شروع به جشن‌آرائى نموده - و خواجه محمد تقى مشار اليه متفكر كه به چه تقريب اين امر به وقوع انجاميده . عمله موت هم بيايند و محمد زمان بيگ مشار اليه ، بعد از آن‌كه بندگان نايب الشانى و غيره را به وعده ضيافت موضف ؟ و روانه ، و ارباب طرب را نيز راهنمائى و [ b 69 ] ارشاد ، و هنگامه جشن و سور ترتيب يافته ، كس فرستاده ، بعضى از طلبه علوم دينيّه ، و غسّاله - و غيره عمله موتى را - با عمارى ، و تابوت ، و سىپاره - و غيره اسباب تعزيه و تجهيز و تكفين - برداشته ، خود با آنها همراه ، و چند نفر مقرى و موذن به بالاى بام راهنمائى ، و به كشيدن صلوة ارشاد نموده . بيچاره خواجه محمد تقى يك‌باره ملاحظه مىكند كه از پشت‌بام خانه‌اش صداى مقرى و مؤذن بلند شد ، و طلبه علوم و عملهء موتى و تخت و تابوت و علم و عمارى و سىپاره و حفاظ و مشعلگاه دود در در خانه جمعيت نموده ، از مشاهدهء اين مقال متوحش ، و خدمت بندگان نايب الشانى و اعاظم و اهالى ، سراسيمه به سر راه آنها آمده - از صورت واقعه استفسار مىنمايند .