ملا محمد مومن كرمانى

397

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

درد مرا نمىكند - همان نفس الاغ كه رسدم مىشده بدهيد كه از گرسنگى بر طرف مىشوم . بالاخره يوزباشى معزى اليه قدرى گندم بريان « 1 » و گوشت اسب يا الاغ - الله اعلم - از سر كار خود نيز به علاوه آن وجه به ميرزا خان داده ، و مقدمه ميشوم را تسكين ، و به مصالحه طى فرموده بودند . سپهسالار بر مركب صبا رفتار و از اين جمله تصديعات بسيار به آن جماعت عاقبت به خير رو داده ، تا اين‌كه به مضمون : الصبر مفتاح الفرج - بندگان سپهسالار جم اقتدار در آن سرزمين نزول اجلال ، و بعد از چنان شدت عظيم ، اين‌چنين فرج عميم رخ نمود ، و ذلك جزاء المحسنين . على الصباح يوم السبت دويّم شهر رجب المرجّب 1122 « 2 » ، كه خورشيد زرين كلاه و سپهسالار انجم سپاه - بر اين نيلگونى طارم به عزم تسخير اقليم چهارم ، با رايات ضياء لموع از مشرق سعادت طلوع ، و بر اشهب اسد مثال سوار ، و عازم قلعه فلك دوّار [ b 60 ] گرديد ، بندگان خان جلالت نشان اقبال العنان ، بر توسن خوش‌خرام صبا رفتار سوار ، و طبّالان را به نواختن نقارهء بشارت ، و زنبوركچيان به شليك زنبورك مأمور ، و از فغان كورگه شادمانى ، و خروش ناى رومى ، و صيحه اسبان خوارزمى ، و صاعقه توپ و زنبورك و تفنگ ، و هياهوى دليران معارك جنگ ، مشاهده : اليوم يُنْفَخُ فِي الصُّورِ ، و علامت يوم النشور ، به ظهور پيوسته ، قدغن‌چيان و قور يساولان و يساقچيان را به آرايش صفوف مصاف مقرر داشته ، ميمنه ، و ميسره ، و قلب ، و جناح را چنانچه بايد و شايد تيپ به تيپ ترتيب ، و از غوغاى دلاوران اژدرنهيب ، تزلزل در اركان چرخ نيّر افتاده ، سپاهى

--> ( 1 ) - گندم بريان را در كوهستان ما « دانگو » گويند . گويا در حوالى باغين نمكسود گفته مىشود . ( 2 ) - 17 اوت 1710 م .