ملا محمد مومن كرمانى

375

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

مىبود كه مقدمهء خود را صورت داده - و از جانب بندگان سپهسالار - تا اينكه جمعيتى از قزلباش به هم نرسيده - فراغ حاصل نمايد . و به مضون اذا جاء القدر فعمى البصر - كه به فارسى شاعرى « 1 » نظم آورده : قضا چون ز گردون فروهشت پر * همه زيركان كور گشتند و كر بندگان سپهر مكان سپهسالار و اركان دولت و هواخواهان - با وصف آن همه فراست و دانش و بينش - به خدعه و فريب اميرويس افغان از راه رفته ، مشغول اخذ و جرّ ، و دست از احتياط برداشته ، گويا چشم و گوش ايشان همگى بسته شده ، مطلقا به فكر مآل‌انديشى نمىبودند . و بندگان سپهر مكان سپهسالار را غرور و نخوت و زياده‌سرى به حدى استيلا نموده بود كه احدى را داخل موجودات نمىشمرد ، و به مخيله‌اش هرگز خطور نمىنمود كه از جانب اميرويس و چند نفر رجاله افغان ، خيانت و خدعه سر خواهد زد . خلاصه كلام اين‌كه بعد از آن‌كه اميرويس از جانب قلعه حسب الواقع خاطر خود را جمع ، و قلعه را به تصرف درآورده ، مستحفظ در دروازه و بروج تعيين - كه مانع بوده نگذارند احدى از اهالى قلعه ، خبر به بندگان سپهسالار رساند - و قريب پنج هزار نفر تخمينا تفنگچى از طايفه افغان غلجائى و ساير مردم قندهار - كه با خود ، ايشان را متفق و متحد مىدانست - فراهم آورده ، و جمعى را در قلعه مستحفظ و برخى را به همراه مستعد داشت ، و وسيله جوى اين بود كه به بهانهء سان - يا تقريبى ديگر - على الغفله بر سر بندگان سپهسالار و معدودى هميشه كشيك و عمله بيوتات ريخته ، از جانب ايشان خود را از تشويش فارغ سازند .

--> ( 1 ) - شعر از فردوسى است .